اخبار هفته لغتنامه فارکس تقويم وقايع صفحه اصلی
 



 

 



Forex Glossary:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z ALL

ABC Consumer Confidence:
ضريب اطمينان مصرف کننده
گزارش ماهانه ای که بر اساس نظرات 5000 خانوار امريکايی در مورد وضعيت جاری اقتصاد و وضعيت اقتصاد طی شش ماه آينده تهيه می شود.افراد شرکت کننده در اين نظرسنجی به سوالاتی نظير چگونگی شرايط اقتصادی،وضعيت استخدام و اوضاع درآمد در حال حاضر و طی شش ماه آينده پاسخ می دهند و ميزان تمايل و توانايی خود را برای خريد کالاها و دارايی های مختلف مانند اتومبيل، منزل،لوازم خانگی و غيره بيان می کنند


ABN AMRO:
بانک هلند


Absolute Return:
سودمطلق-سود يک سهام يا يک دارايی درمدت زمانی مشخص.در سود مطلق افزايش يا کاهش ارزش دارايی ظرف مدت زمانی معين در نظر گرفته می شود و برای تعيين آن بر خلاف سودنسبی، قياسی بين ارزش دارايی مذکور با يک شاخص معين صورت نمی گيرد


ACCI:
اتاق تجارت و صنعت استراليا


Account:
حساب-صورت معاملات
هر شخص در فارکس دارای يک حساب است که فقط خودش به آن دسترسی دارد و می تواند با آن خريد يا فروش انجام دهد


Accrual Bond:
نوعی اوراق قرضه با نرخ بهره ثابت که با قيمت اسمی به سرمايه گذار فروخته می شود و در پايان موعد سررسيد اصل پول و بهره آن يکجا به سرمايه گذار پرداخت می شود


Actuals:
دارايی های فيزيکی-دارايی ها و ابزارهای مالی پايه که قابل خريد و فروش دربازار نقدی هستند


Adjustable Peg:
تثبيت تعديل پذير،تثبيت خزنده- نوعی روش تعيين نرخ ارز که در آن نرخ ارز يک کشور براساس واحد پول کشور ديگر،که معمولا دلار می باشد تثبيت می گردد ولی هر چند يک بار ميتوان آن را تغيير داد.اين نوع تعيين نرخ، اساس قرارداد "برتون وودز" را تشکيل می دهد


Adjustment:
اقدامی رسمی که درطی آن به منظوراصلاح عدم توازن پرداختها تغييراتی در سياستهای داخلی اقتصادی يا در نرخ رسمی ارز صورت می گيرد


ADP:
Automatic Data Processing,Inc.

کمپانی إی دی پی-شرکت تجاری بين المللی که خدمات خود را در امريکای شمالی وديگربازارهای عمده جهانی عرضه می دارد. معنای لغوی نام اين شرکت "پردازش اتوماتيک داده ها" می باشد


Advance Retail Sales - United States:
ميزان ماهانه فروش کالا در فروشگاه ها،ميزان خرده فروشی ماهانه- اين شاخص به خاطر دقت بسيار و به موقع بودن و ارائه اطلاعات مفيد در مورد ميزان تقاضای مصرف کننده و ضريب اطمينان مصرف کننده تاثير زيادی در حرکت بازار دارد.پولهای پرداختی مصرف کنندگان برای اقتصاد آمريکا فوق العاده مهم بوده وبيش از دو سوم همه فعاليت های اقتصادی اين کشور را تشکيل می دهد.باتوجه به اينکه درآمد خرده فروشی يک سوم اين پولها را تشکيل می دهد،بنا بر اين تا انتشار توليد ناخالص داخلی شاخص خرده فروشی ماهانه معيار خوبی برای تعيين ميزان تقاضای مصرف کننده است


ADX-Average Directional Index:
شاخص هدايتی ميانگين
شاخصی برای اندازه گيری قدرت روند حاکم بر بازار و اينکه آيا مسير بازار تغيير خواهد کرد يا نه


After-hours trading:
خريد و فروش سهام خارج از ساعات معمول بازار - معمولآ برای معاملاتی است که در بازارهای های عمده بورس مثل بازار بورس نيويورک و نزدک انجام می شوند.ساعت معمول معامله از 9:30 صبح تا4:00 بعد از ظهر به وقت نيويورک می باشد


Agent Bank:
الف-بانکی که به نمايندگی از يک بانک خارجی فعاليت می کند
ب-در بازار اروپا،به بانکی اطلاق مي گردد که توسط ساير بانک های سنديکا انتخاب ميشود تا اداره امور مربوط به وام را به عهده بگيرد


Aggregate Demand:
تقاضاي کل-ميزان کل تقاضاي کالا و خدمات مشتمل بر تقاضاي کالا و خدمات از سوي هر دو بخش خصوصي و دولتي داخل کشورونيز تقاضاهاي افراد و موسسات ساير کشورها براي کالا و خدمات


Aggregate risk:
احتمال ضرر و زيان کلي--مقدار ضرر و زيان بانک در قبال يک مشتري هم در معاملات نقدي و هم معاملات پيش فروش


Aggregate Supply:
عرضه کل-کل عرضه کالا و خدمات در يک کشوربراي برآورده ساختن تقاضاهاي موجود که کلا از منابع داخلي (ازجمله واردات) تامين ميگردد-کل عرضه يک کالا يا خدمات در اقتصاد


Aggressor:
تريدری که بر اساس قيمت فعلی بازار معامله می کند


Agio:
توفير کسر پول-صرف پول

الف-تفاوت قيمت ارزهاي مختلف
ب-هزينه تبديل يک واحد پول به واحد پولي ديگر
ج-هزِينه تبد يل يک واحد پول ضعيف تر به واحد پولي قوي تر


AGM:
Annual General Meeting

جلسۀ عمومی سالانه


AiG:
The Australian Industry Group

مجمع صنعت استراليا


All Industry Activity Index - Japan:
شاخص کل فعاليت اقتصادی-از شاخص های اقتصادی ژاپن که به طور ماهانه تغييرات حاصله درتوليد کلی همه بخشهای اقتصادی کشور رابررسی می کند


All or None:
همه يا هيچ
الف-اصطلاح بازار سهام که معمولا برای معاملات اوراق بهادار بکار می رود و به اين معناست که خريدار يا فروشنده فقط و فقط در صورتی معامله میکندکه همه سهامهايش يکجا معامله شود.در غير اينصورت اصلا حاضر به معامله نيست
ب-دستوری به کارگزار برای انجام معامله که يا کل مقدار دستور داده شده را طی يک معامله واحد بخرد يا بفروشد و اگر قادر به انجام اين کار نيست اصلا معامله را انجام ندهد


American Option:
اختيار معامله امريکايی-در اين نوع قرارداد اختيار معامله،صاحب قرارداد می تواند در طول دوره اعتبار قراردادهر وقت مايل است اقدام به خريد يا فروش کالای پايه خود نمايد


Anonymous trading:
خریدوفروش بی نام-وجود قیمت های خرید و فروش در بازار فارکس بدون اینکه هویت خریدار و فروشنده مشخص شود . خرید و فروش بدون نام به بازگانان بسیار مشهور این اجازه را میدهد که معاملات خود را فارغ ازکنجکاوی های بازارو بورس بازی انجام دهند


ANZ Commodity Price Index - New Zealand:
شاخص بهای کالاهای إی إن زد-نيوزلند

شاخصی که تغييرات ماهانه هفده کالای صادراتی عمدۀ نيوزلند را نشان می دهد


ANZ Job Advertisements - Australia:
آگهی های استخدام إی إن زد-گزارش ماهانه ای از تعداد آگهی های استخدام درج شده درسايت هاو روزنامه های مشهور شهرهای بزرگ استراليا


AON=All Or None:
همه يا هيچ-دستوری به کارگزار برای انجام معامله که يا کل مقدار دستور داده شده را طی يک معامله واحد بخرد يا بفروشد و اگر قادر به انجام اين کار نيست اصلا معامله را انجام ندهد


Appreciation:
افزایش ارزش دارايي


Arbitrage:
معاملهء ارزی به سود-خريد سهام در يک بازار و فروش سريع آن در بازاری ديگر به منظور استفاده از تفاوت قيمت و کسب منفعت که به آن سود بدون ريسک نيز گفته ميشود


Arbitrage channel:
محدوده ای از قیمت ها که نمیتوان درآن معامله به سودی را بين بازار نقدی و بازار آتی انجام داد


Ascending Triangles:
مثلث های صعودی_از الگوهای صعودی پيوسته در تحليل تکنيکال که پس از شکل گيری به صورت يک مثلث قائم الزاويه در می آيد که در ضلع افقی بالايی آن حداقل دو نقطه اوج وجود دارد


Asian Option:
آپشن آسيايی-معامله آپشنی که قيمت آن از پيش تعيين نمی گردد بلکه قيمت آن بستگی دارد به ميانگين قيمت بازار در طی مدت اعتبار قرارداد


Ask:
قیمتی که بازار برای فروش جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای خريد جفت ارزی بايد بپردازد


Ask Price:
قیمت پیشنهادی فروش ؛ نرخ پیشنهادی فروش- نرخی که برای فروش یک ارز ارائه میشود


Ask Rate:
قیمت پیشنهادی فروش ؛ نرخ پیشنهادی فروش- نرخی که برای فروش یک ارز ارائه میشود


Ask Size:
تعداد سهام های عرضه شده برای فروش به نرخ پيشنهادی


ask-Offer:
نرخ پيشنهادي فروش ارز


Asset:
دارايي: مايملک يک فرد يا يک مؤسسه که دارای ارزش اقتصادی باشد و قابل تبديل به پول نقد باشد مانند سرمايه نقدی، اوراق بهادار،تجهيزات اداری،موجودی انبار،ملک،اتومبيل و غيره


Asset Allocation:
تخصيص دارايي-تقسيم کل دارايي در بين بخش هاي مختلف مانند اوراق قرضه، سهام،ارز،ملک و غيره به منظور به حداقل رساندن ميزان ريسک و به حداکثر رساندن مقدار سود


Asset Swap:
معاوضه دارايی ها-معاوضه يک دارايی با دارايی ديگر به منظوردست يافتن به سودی مطلوبتر و مطمئن تر.يک نمونه از آن تعويض يک دارايی با سود ثابت يا تضمين شده با دارايی ديگری است که دارای سود ثابت يا تضمين شده نيست ولی ميزان سود بالاتر است


Assets:
دارايی- دارايی در تجارت يعنی کليه سهام های مورد خريد و فروش،پول نقد و کليه اموال قابل دسترس يک فرد يا يک شرکت


Association Cambiste Internationale:
انجمن بين المللي دلالان ارز متشکل از«مجمع هاي ملي معاملات ارز» سراسر دنيا


At Best:
دستور ي که بر طبق آن معامله گر بايد خريد يا فروش را به بهترين نرخ ممکن انجام دهد


At or Better:
دستور انجام معامله در قيمت تعيين شده يا قيمت بهتر


At Par Forward Spread:
هنگامی که قیمت توافق شده در معامله پيش فروش با نرخ جاری بازار برابر شود


At the Price Stop-Loss Order:
نوعی دستور "حد-ضرر" که باید در زمانی که داده میشود اجرا شود بدون توجه به این که بازار در چه وضعیتی قرار دارد


At-the-Money:
معامله آپشنی که قيمت توافق شده آن به قيمت روز بازار نزديک است يا کاملآ با آن برابر است


Auction:
مزايده- روشی برای فروش يک جنس به بالاترين قيمت پيشنهادی


Auction- Rate Securities:
اوراق قرضه بلند مدتی که نرخ بهره آنها در مناقصه هايی که هر 28،7 يا 35 روز يکبار برگزار می شود تعيين می گردد.به عبارت ديگر اوراق قرضه مذکور به کسی فروخته می شود که کمترين نرخ بهره را پيشنهاد بدهد و اگر خريداری نباشد نزد صاحب قبلی باقی می ماند و ناشر اوراق بايد ماکزيمم ميزان بهره را که به آن جريمه گفته می شود بپردازد


Aussie:
اصطلاح بازار برای دلار استراليا


Authorized Dealer:
معامله گر مجاز
مؤسسه مالی يا بانکی که مجاز به انجام معامله دربازار ارز است


Back:
مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت پيش فروش زمانی که قيمت بازار بالاتر از قيمت پيش فروش باشد


Back Office:
بخش اداري يا دپارتماني که امور مربوط به معاملات مالي در آن انجام مي شود،اموري از قبيل ارائه تائيديه کتبي،اجراي معاملات ونگهداري صورتحساب


Back Testing:
فرآيند طراحي يک استراتژي براي معاملات بر مبناي داده هاي گذشته،پس از طراحي آن را براي داده هاي جديدبه کار مي برند تا دريابند که کارآيي دارد يا خيرو ميزان کارآيي ان تا چه اندازه است.اکثر تحليل هاي تکنيکال با اين روش تست مي شوند


Back to Back:
قراردادی که در آن دو شرکت در کشور های متفاوت ارز های همدیگر را برای مدت زمانی مشخص قرض می کنند به منظور کاهش میزان ریسک تبادلات ارز برای هر دوی آنها که به نام قرض همزمان نیز نامیده میشود


Backwardation:
مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت پيش فروش وقتی که قیمت بازار از قیمت پيش فروش بیشتر شده باشد


bail out:
الف-فروش سهامی(معمولآ با ضرر) بنا بر اين پيش بينی که قيمت بيشتر افت خواهد کرد

ب-فروش بيش ازاندازه و مفرط سهام يک شرکت توسط سهامداران که نشانه عدم اطمينان سهام داران به سود دهی يا بقای شرکت است

ج- کمک مالی اضطراری و اورژانس به يک شرکت برای اينکه در برابر بحران دوام آورده و بتواند به فعاليت ادامه دهد


Balance:
پول موجود در يک حساب فارکس


Balance of Trade:
تراز تجاري -ارزش صادرات يک کشورمنهاي ارزش واردات آن


Balance-of-Payments:
تراز پرداخت ها-ثبت منظم کليه پرداخت هاي يک کشور به ساير کشورهاشامل بهاي واردات و خروج سرمايه وطلا از کشور به همراه ثبت کليه پولهاي وارد شده به کشور شامل بهاي صادرات و ورود سرمايه و طلا به کشور


Band:
باند ؛دامنه و حدودي که در آن يک ارز اجازهء نوسان دارد.باند سيستمي است که از آن در «اي. آر .إم-يا مکانيزم تعيين نرخ تبادلات ارزي»استفاده ميشود


Bank for International Settlements - BIS:
بانک تسويه هاي بين المللي-سازماني جهاني که همکاري بين بانک هاي مرکزي سراسر دنيا وسياست گذاران پولي بين المللي را ممکن مي سازد.اين سازمان که در سال 1930 بنياد گرديد،قديمي ترين سازمان مالي بين المللي است که با هدف انجام معاملات پولي بر اساس معاهده ورساي تشکيل گرديد. از جمله اهداف عمده اين سازمان ترويج تبادل اطلاعات و تبديل شدن به يک مرکز اصلي جهت انجام تحقيقات اقتصادي است


Bank holiday:
تعطيلي بانکي-از تعطيلات عمومي در انگليس و جمهوري ايرلند.با وجود اينکه از لحاظ قانوني هيچ توجيهي براي تعطيل کردن کاردر اين ايام وجود ندارد ولي همه افراد شاغل در بخشهاي غير اضطراري اين ايام را تعطيل مي کنند و شاغلين بخشهاي اضطراري مانند پليس،آتش نشاني و... نيز حقوق اضافه کاري درِيافت مي کنند. بدين جهت اين تعطيلات راتعطيلي بانکي ميخوانند که تعطيلي در اين روزها فقط مختص بانک هاست ولي چون معمولا با تعطيل بودن بانکها ساير بخشها نيزقادر به فعاليت نيستند به صورت تعطيلات عمومي درامده است


Bank Lending - Japan:
وام های بانکی ژاپن-بهای کل وامهای بزرگ پرداخت شده توسط بانک های ژاپنی.زياد شدن وام دهی نشان دهندۀ افزايش ضريب اطمينان تجاری و سرمايه گذاری است و از اين نظر در پيش بينی دور نمای اقتصادی حائز اهميت است


Bank Line:
حد اکثر اعتباري که بانک به مشتري اعطا مي کند


Bank Notes:
اسنادی که توسط بانک مرکزی انتشار می یابد و همچون پول قابل گرو گذاشتن است و به اندازه پول اعتبار دارد


Bank of England Meeting Minutes - United Kingdom:
خلاصه مذاکرات جلسات کميته سياست پولی بانک انگليس در خصوص نرخ بهره


Bank Rate:
نرخ بانکي ؛بانک مرکزی هر کشور به سيستم بانک داري خود با نرخ معيني وام پرداخت مي کند که به آن نرخ بانکي گفته ميشود


Bar Chart:
نمودار خطی ؛ نمودار نشان دهنده نرخ به صورت خطی- هر کدام از خطها نرخ ابتدای روز ، نرخ پایان روز ، بالاترین و پایین ترین نرخ یک ارز در طول یک دوره زمانی را نشان می دهد وطول یک خط دامنه نرخهایی که در طول آ ن دوره برای معامله ارز استفاده شده است را نشان می دهد.


Base Currency:
ارز پايه-در هر جفت ارزی به ارز اول ارز پايه گفته می شود.مثلا در جفت ارزی يو اس دی/جی پی وای،ارز پايه دلار امريکا است


Base Price:
قيمت مبنا،قيمت پايه
قيمت اوليه کالا يا خدمات بدون احتساب هزينه هايی که بعدآ به آن افزوده می شود تا به دست خريدار برسد،هزينه هايی مانند هزينه بسته بندی، حمل و نقل،ماليات فروش وغيره


Base Rate:
ميزان بهره پايه-نرخ پايه

نرخ بهره ای که بانک هاي انگليس از مشتريان خودمی گيرند

فرهنگ علوم اقتصادی:پائين ترين اندازه بهره ای است که بانک های بازرگانی به مشتريان خود می دهند يا روی وام های اعطائی خود می کشند


Basing:
پايه ريزی-دورۀ زمانی که در آن قيمت سهام روندی مختصر دارد يا اصلآ روندی ندارد.الگوی قيمت حاصله يک خط هموار است


Basis:
الف-تفاوت بين قيمت نقدی يک کالاو قيمت توافق شده آن برای تحويل در آينده/قيمت معامله آتی

ب-قيمت خريدکه مشتمل بر کارمزدهاو هزينه های ديگر می باشدو از آن برای تعيين افزايش ارزش سرمايه و کاهش ارزش سرمايه استفاده می شود.افزايش ارزش سرمايه و کاهش ارزش سرمايه دو مقوله ای هستند که در امور مربوط به ماليات از انها استفاده می شود.قيمت خريد به طرق مختلف تعيين می شود.در سرمايه گذاری برای خريد يک دارايی ،قيمت خريد مقدار پول پرداخت شده است.اگر سرمايه موروثی باشد،قيمت خريد عبارت است از قيمت سهام به قيمت روز فوت مالک اصلی.اگر به عنوان هديه به فرد رسيده باشد،قيمت خريد، قيمت اوليه پرداخت شده براي آن است مگر اينکه قيمت بازار در روز دريافت آن هديه کمتر از قيمت اوليه باشد


Basis Convergence:
جریانی که در آن قرار داد به انقضای خود نزدیک می شود بنابر این روند بازار به سمت صفر میل می کند


Basis Point:
الف-واحد پایه-يک واحد پايه برابر است با يک صدم درصد=100/1از1%که برای نشان دادن تغييرات نرخ اسناد مالی بکار می رود از واحد پايه بيشتر در اعلام نرخ بهره و تغييرات بازدهی اوراق بهادار استفاده می شود
مثلا اگر کميتۀ سياست گذاری بانک فدرال نرخ بهره را از 1.00% به 1.25% افزايش دهد در واقع کميتۀ مذکورنرخ بهره را25 واحد پايه افزايش داده است
ب-واحد پايه-از آن برای بيان تفاوت سود اوراق قرضه استفاده می شود و هر واحد پايه برابر است بايک صدم از يک درصد.بنابراين اگر سود اوراق قرضه ای 8.5 درصد و سود اوراق قرضه ديگری 8.75 درصد باشد تفاوت آنها 25 واحد پايه است


Basis Price:
قيمت مبداء،قيمت اصلی-قيمت سند قرضه دراز مدت که بر حسب بازده نسبت به سررسيد آنها بيان شده است


Basis Trading:
معامله بر اساس قيمت مبداء-انجام معاملات متضاد هم در بازار معاملات نقدی و معاملات آتی با هدف بهره جستن از تفاوت موجود در قيمت های خريد


Basket:
دسته ای از ارز ها که معمولاً برای مدیریت نرخ ارزها بکار برده میشود .در برخی موارد به معنای واحد شمارش هم استفاده میشود


BBA:
British Bankers Association

انجمن بانکداران بريتانيا


BCI-Business Cycle Indicator:
شاخص چرخۀ فعاليت اقتصادی-شاخص ادوار فعاليت اقتصادی:شاخص مرکبی متشکل از شاخص های پيشرو،هم زمان و مؤخر که توسط سازمان جهانی مديران تجاری تهيه شده واز آن برای پيش بينی تغييرات کلی در روند اقتصاد يک کشور استفاده می گردد.از اين شاخص می توان برای تاييد يا پيش بينی نقاط اوج و حضيض چرخه فعاليت اقتصادی کشور استفاده کرد.سازمان جهانی مديران تجاری اين شاخص را برای کشورهای امريکا،مکزيک،فرانسه،بريتانيا،کره جنوبی،ژاپن،آلمان،استراليا و اسپانيا تهيه می کند


Bear:
کسی که معتقد است قيمتها نزول می کند


Bear Call Spread:
خريد يک قرارداد اختيار خريد با قيمت توافق شده بالا و فروش يک قرارداد اختيار خريد ديگر با قيمت توافق شده پايين به منظور استفاده بردن از مابه التفاوت قيمت ها


Bear Market:
بازار نزولی


Beige Book - United States:
کتاب بژ-از شاخصهای اقتصادی امريکا-گزارش وضعيت جاری اقتصادی هر يک از 12 منطقه ای که در انها بانک فدرال ايالتی وجود دارد.کتاب بژحدود دو هفته قبل از برگزاری اجلاس کميته سياست گذاری بانک فدرال منتشر می شود و پس از آن بانک فدرال از آن برای کاهش يا افزايش نرخ بهره استفاده می کند.اگر بر طبق اطلاعات کتاب بژ وضعيت اقتصادی کشور مطلوب باشد يا فشارهای تورمی وجود داشته باشد،احتمال اينکه بانک فدرال نرخ بهره را افزايش دهد بيشتر می شودزيرا با افزايش نرخ بهره میزان وام گيری کاهش می يابد و متعاقب آن رشد فعاليت های اقتصادی کمتر می شود،اما اگر اطلاعات کتاب بژ نشان دهنده وضعيت اقتصادی نامطلوب باشد بانک فدرال با پائين آوردن نرخ بهره مردم را تشويق به گرفتن وام و رونق بخشيدن به وضعيت اقتصاد مینمايد


Bid:
قیمتی که بازار برای خريد جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای فروش جفت ارزی بايد بپردازد


Bid Price:
قیمتی که بازار برای خريد جفت ارزی يا اوراق بهادار عرضه می کند= قيمتی که سرما یه گذار برای فروش جفت ارزی بايد بپردازد


Bid-Offer Spread:
تفاوت بين قیمت خرید و فروش ارز يا ديگر ابزارهای مالی


Bid/Ask Spread:
تفاوت قیمت بین نرخ خرید و فروش


Big Figure:
رقم اصلی-در مظنه قيمت ارز يا سهام به رقم اصلی -غير اعشار-گفته می شود.رقم اصلی در دو مظنه 103.567و 103.95برابر است با 103


Bilateral Clearing:
وقتي از اين نظام يا سيستم استفاده مي شود که ميزان ارز کم باشدیا به اندازه کافي يا به حد وفورارز موجود نباشد .در این سیستم پرداخت وجه معمولاً از طریق بانک مرکزی انجام میشود و گاهی اوقات نیاز است که تراز تجاری هر ساله یکسان شود یعنی میزان صادرات و واردات یکسان باشد


BIS - Bank for International Settlements:
بانک تسويه هاي بين المللی-سازمانی جهانی که همکاری بين بانک هاي مرکزي سراسر دنيا و مؤسسات مالی بين المللي را ميسر می سازد.اين سازمان که در سال 1930 بنياد گرديد،قديمی ترين سازمان مالی بين المللی است که با هدف انجام معاملات پولی بر اساس معاهده ورسای تشکيل گرديد. از جمله اهداف عمده اين سازمان ترويج تبادل اطلاعات و تبديل شدن به يک مرکز اصلی جهت انجام تحقيقات اقتصادی است.اين مؤسسه را که در باسل سوئيس قرار دارد می توان بانک مرکزی همه بانک های مرکزی دنيا ناميدکه اطلاعات مربوط به فعاليت های بانکی بين المللی را جمع آوری و کنترل می کند و قوانین بانکی بين المللی را اعلام می دارد


Black-Scholes Model:
مدل بلاک-شولز
فرمولی برای تعيين قيمت معاملات اختيار خريد سهم يا معاملات آپشن که توسط فيشر بلاک و مايرون شولز برای انجام معاملات آپشن اوراق بهادار ابداع شد و بعد ها توسط بلاک اصلاحاتی در آن انجام شد تا برای معاملات اختيار خريد فيوچرز نيز قابل استفاده باشد. اين مدل کاربرد بسيار زيادی در بازارهای ارزی دارد


Blocked Currency:
پول مسدود-پولی که تبديل آن به پول ديگر قانونآ منع شده باشد.از اين پول فقط می توان برای انجام معاملات داخلی استفاده نمود.به آن پول غير قابل تبديل نيز گفته می شود.تبديل چنين پولی به واحد ديگری از پول مانند دلار که می تواند آزادانه در بازار ارز خريد و فروش شود اگر غير ممکن نباشد فوق العاده دشوار خواهد بود


Blotter:
دفتر ثبت معاملات-ثبت معاملات و جزئيات مربوط به هريک در يک دوره زمانی مشخص که معمولآ يک روز تجاری است.جزئيات مذکور عبارتند زمان،حجم، قيمت و نوع معامله و منظور از نوع معامله اين است که معامله خريد صورت گرفته يا معامله فروش.اين اطلاعات توسط يک برنامه نرم افزاری مخصوص که برای انجام معامله طراحی شده،در اختيار معامله گران قرار می گيرد و اين قابليت را دارد که اطلاعات آن بر اساس نياز های کاربران تنظيم گردد


blue chips:
سهام پر سود-سهم صنعتي بسيار عالي-باثبات ترين وپرسودترين سهام هاي بورس نيويورک مانند سهام آي بي إم


BoC=Bank of Canada:
بانک کانادا-بانک مرکزی کانادا که در سال 1935 تاسيس گشته است


BoJ=Bank of Japan:
بانک ژاپن-بانک مرکزی زاپن که مسئول نشر اسکناس و اوراق بهادار خزانه داری،اجرای سياست های پولی و حفظ ثبات نظام مالی کشوراست.بانک ژاپن مانند اکثر بانک های مرکزی ديگر گردآوری آمار و داده های مهم وارائه تحقيقات و تحليل های اقتصادی را نيز برعهده دارد


Bollinger Bands:
نوارهای بولينگر-تغيير قيمت در روی نمودار در حد فاصل بين اين دو نوار صورت می گيرد.مشخصه ممتاز اين نوارها اين است که فاصله بين آنها بر حسب نواسانات قيمت تغيير می کند.در دوره هايی که دامنه تغييرات قيمت فوق العاده زياد است،فاصله بين دو نوار زياد تر می شود تا جای بيشتری برای نوسانات شديد بازار فراهم کند و بالعکس در زمان هايی که تغييرات قيمت کم است فاصله بين آنها کم می شود تا بتواند قيمت های ارز را در بر بگيرد.نوارها به اندازه دو انحراف معيار در بالا و پايين يک ميانگين متغير ساده ترسيم می شوند.اين نوار ها وقتی در بالای ميانگين متغير باشند،نشانه فروش هستند و وقتی در پايين آن باشند نشانه خريد هستند.برخی معامله گران فارکس از نوارهای بولينگر به همراه برخی ديگر ازآناليزهای ديگر ازجمله آر إس آی،إم إی سی دی و غيره استفاده می کنند


Bond:
اوراق قرضه-نوعي اوراق بهادار که دولت،شرکتهاو ساير شخصيت هاي حقوقي و حقيقي طبع ونشر نموده و درازای پول نقد در اختيار سرمايه گذاران و موسسات وام دهنده قرار مي دهند و تا زمان سررسيد آنها بايد به خريداران بهره بپردازند


Book:
در يک محيط تجاری حرفه ای «بوک» يا کتاب به خلاصه ای از کل معاملات يک معامله گر يا يک سکوِی معامله گفته می شود


Booked:
ثبت قرارداد در خارج از کشوری که در آن در باره قرارداد مذاکره صورت گرفته است


BOP:
Balance of Payments

تراز پرداخت ها


Boris:
اصطلاح عامیانه ای برای خرید و فروش در بازار روسیه


BRC:
British Retail Consortium
کنسرسيوم خرده فروشي بريتانيا


BRC Shop Price Index - UK:
شاخص تغيير بهای اجناس فروشگاه ها-اين شاخص که توسط کنسرسيوم خرده فروشي بريتانيا ارائه می شودنشان دهنده تغيير قيمت ماهانه بيش از پانصد قلم کالای ضروری فروش رفته درشناخته شده ترين فروشگاه ها می باشد


Break Out:
اصطلاح تحلیل فنی که برای توصیف تغییرات قیمت بکار میرود هنگامی که قیمت به بالا تر ازحمایت و پایین تر از مقاومت تغییر می کند


Break-Even Point:
الف- مفهوم کلی-قيمتی که در آن سود و ضرر با هم سر به سر می شود ب-در معاملات اختيار خريد/آپشن-قيمت بازار که سهام بايد به آن قيمت برسد تا خريدار آپشن در صورت تحقق معامله متضرر نشود


Bretton Woods:
برتون وودز-محل برگزاری کنفرانسی که منجر به تاسيس سيستم مبادلات ارز در دوران پس از جنگ شد ،اين سیستم تااوايل دهۀ 1970 بدون تغيير باقی ماند.يکی از نتايج اين کنفرانس تشکيل صندوق بين المللی پول بود


Bretton Woods Accord of 1944:
پيمان 1944برتون وودز-قراردادی که نرخ های ثابتی رابرای تبادل ارزهای عمده ايجاد کرد،امکان مداخله بانک های مرکزی در بازار فارکس را فراهم آورد و قيمت طلا را هر اونس 35 دلار تعيين نمود.اين قرارداد تا سال 1971 معتبر باقی ماند


Bretton Woods Agreement of 1944:
پيمان 1944برتون وودز-قراردادی که نرخ های ثابتی رابرای تبادل ارزهای عمده ايجاد کرد،امکان مداخله بانک های مرکزی در بازار فارکس را فراهم آورد و قيمت طلا را هر اونس 35 دلار تعيين نمود.اين قرارداد تا سال 1971 معتبر باقی ماند


British Retail Consortium-BRC:
کنسرسيوم خرده فروشی بريتانيا-يکی از اتحاديه های عمدۀ انگليس که نماينده کليه خرده فروشان کشورمیباشدازخرده فروشان کوچک گرفته تا فروشگاه های مستقل شخصی و فروشگاه های بزرگ زنجيره ای


Broad Liquidity:
تسويه پذيری گسترده
از اقسام عرضه پول مشتمل بر همه پول های موجود در عرضه پول إم3،پول های موجود در حساب های شخصی،اوراق بهادار با سررسيد کمتر از يک سال و اوراق تجاری

بيشترين مقدار عرضه پول که عبارت است ازکل مقدار پول منتشره توسط بانک مرکزی به اضافه همه پول هايی که توسط بانک های تجارتی از طريق وام دهی ايجاد می شود.از جمله شاخص های اقتصادی است که سياست گذاران و سرمايه گذاران برای پيش بينی تورم از آن استفاده می کنند


Broken Dates:
قراردادهايی که تاريخ تسويه آنها زمانهای استاندارد نيستند.زمان های استاندارد تسويه يک هفته،دو هفته،يک،دو،سه،شش و دوازده ماه هستند


Broker:
کارگزار-فرد يا مؤسسه ای که در ازاء دريافت کارمزد به عنوان واسطه بين خريدار و فروشنده عمل می کند.کارگزار برای فعاليت در معاملات اوراق بهادار و بسياری از محصولات ديگر نياز به مجوز کار دارد


Brokerage:
کارمزد-مبلغی که کارگزار در ازای خدمت خودمی گيرد


BSA:
Building Societies Association -UK

اتحاديه انجمن های ساختمان سازی


BSI:
British Standards Institution
مؤسسه استاندارد بريتانيا


BUBA:
بانک ذخیره آلمان


Bull:
فردی که معتقد است قیمت ها افزایش می یابد


Bull Market:
بازار صعودی


Bulldogs:
اوراق قرضه بولداگ-اوراق قرضه ای بر اساس پوند که توسط موسسات خارجی در انگليس منتشر می شوند


Bundesbank:
بانک مرکزی آلمان


Business Climate:
فضای تجاری-شاخصی که نشان می دهدآيا سياست های دولتی،منطقه ای يا محلی و شرايط موجود در جوامع محلی باعث توسعه و موفقيت برنامه های تجاری و سرمايه گذاری ها می شوند يا خير واگر پاسخ مثبت است به چه ميزان در اين توسعه و موفقيت مؤثرند.دريک فضای تجاری مناسب،سرمايه گذاری با ريسک کم و سود قابل توجه انجام می شود.دخالت ارگان های مختلف محدود است ، دسترسی آسان به مواد اوليه مورد لزوم با کيفيت خوب و هزينه مناسب امکان پذير است ومشتری برای محصولات توليد شده نيز وجود دارد. عوامل زير در تعيين فضای تجاری مد نظر قرار می گيرند

ميزان ماليات بر درآمد و ماليات تجاری- موجود بودن نيروی کار- هزينه های انرژی- حجم بازار- کيفيت خدمات- هزينه زندگی- سطح زندگی- قوانين مربوط به محيط زيست- قوانين مربوط به اجازه کار،داشتن صلاحيت و غيره- هزينه اجاره يا خريد ملک و موجود بودن زير ساخت ها


Business Conditions Survey:
ارزيابی شرايط تجاری
از شاخص های اقتصادی کانادا که نظرات توليد کنندگان را در مورد موضوعات زير طی سه ماهه بعد جويا می شود

موانع توليد-ميزان محصول تمام شده فروش نرفته و موجود در انبار-ميزان سفارشات ارسال شده و سفارشات جديد-دورنمای توليد و استخدام

اين بررسی در ماه های ژانويه،آپريل،جولای و اکتبر انجام می شود و بيشتر پاسخ ها در دو هفته اول هر ماه جمع آوری و ثبت می گردد.نتايج نهايی بر مبنای پاسخ بيش از سه هزار توليد کننده شکل می گيرد و بيشتر بر ميزان سفارشات ارسالی و استخدام تاکيد می شود. بنابراين تاثير توليد کنندگان بزرگ بر نتايج نهايی بيشتر است تا توليد کنندگان کوچکتر


Business Cycle Indicator-BCI:
شاخص چرخۀ فعاليت اقتصادی-شاخص ادوار فعاليت اقتصادی:شاخص مرکبی متشکل از شاخص های پيشرو،هم زمان و مؤخر که توسط سازمان جهانی مديران تجاری تهيه می شود و از آن برای پيش بينی تغييرات کلی در رونداقتصاد يک کشور استفاده می گردد.از اين شاخص می توان برای تاييد يا پيش بينی نقاط اوج و حضيض چرخه فعاليت اقتصادی کشور استفاده کرد.سازمان جهانی مديران تجاری اين شاخص را برای کشورهای امريکا،مکزيک،فرانسه،بريتانيا،کره جنوبی،ژاپن،آلمان،استراليا و اسپانيا تهيه می کند


Business Inventories:
ارزش دلاری کالاهای موجود درانبار و فروش نرفتۀ توليد کنندگان،عمده فروشان و خرده فروشان

بالارفتن اين رقم ميتواندنشانه رشدفروش در ماههای بعد باشد که از نظراقتصادی وضعيت مطلوبی است .از سوی ديگر سرمايه گذاران ميتوانند با بررسی نسبت بين اين رقم وکل ميزان فروش دريابند که تقاضا برای توليد در ماه های آينده رو به فزونی است يا رو به نقصان.مثلااگررقم کالاهای موجوددرانبار نسبت به رقم کالاهای فروش رفته کمتر باشد بايد ميزان توليد در ماههای بعد افزايش يابد،اما اگر ميزان کالاهای موجود بيش از کالاهای فروخته شده باشد ،بدين معنی است که فروش به مِيزان پيش بينی شده نرسيده و روند توليد در ماه های آتی نزولی خواهد بود


Buy and Hold:
خريد و نگاهداشت-خريدن سهام و نگهداری آن برای مدت زمان طولانی يک استراتژی دراز مدت سرمايه گذاری است که بسيار مطمئن بوده و احتمال ضررآن ناچيزاست زيرامعمولآ ارزش سهام در دراز مدت عليرغم وجوددوره هايی از ناپايداری يا نزول قيمت بازهم ترقی خواهدکرد ولی در سرمايه گذاری های کوتاه مدت تشخيص تغييرات کوتاه مدت و مقطعی قيمت کار ساده ای نيست و بيشتر بر عامل شانس استوار بوده و به همين جهت کاری پرريسک است


buy in:
به خريد دارايی پايه در شرايط زير اطلاق می شود:وقتی فروشنده قرارداد اختيار يا ساير اوراق مشتقه به اندازه کافی از دارايی پايه نداشته باشد تا در موعد سررسيد به خريدار تحويل دهد، خريدار از فروشنده ديگری دارايی پايه را می خرد و اگر قيمت گران تر باشد فروشنده اولی بايد اضافه مبلغ را بپردازد


Buy Limit Order:
دستوری برای انجام معامله خريد در قيمتی پايين تر از قيمت فعلی بدان اميد که بازار از آن قيمت پايين تر نرفته و تغيير مسير خواهد داد


Buy On Margin:
انجام معامله خريد با استفاده از مبلغ وديعه گذاشته شده-به خريد جفت ارزی اطلاق می گردد زمانی که مشتری تنها بخشی از بهای کلی معامله را به صورت پول نقد پرداخته است.مارجين به آن بخشی گفته می شود که خود معامله گر سرمايه گذاری کرده نه آن بخشی که کارگزاربه عنوان تسهيلات در اختيار او می گذارد


Buy stop:
دستوری برای خريد جفت ارزی در قيمتی بالاتر از قيمت فعلی بازار با اين پيش بينی و اميد که اگر قيمت بتواند به آن حدبرسد از آن پس رو به صعود گذاشته و فراتر خواهد رفت.اگر قيمت بازار به حد تعيين شده برسد دستور به طور اتو ماتيک فعال می شود


Buy Stop Order:
دستوری برای خريد جفت ارزی در قيمتی بالاتر از قيمت فعلی بازار با اين پيش بينی و اميد که اگر قيمت بتواند به آن حدبرسد از آن پس رو به صعود گذاشته و فراتر خواهد رفت.اگر قيمت بازار به حد تعيين شده برسد دستور به طور اتو ماتيک فعال می شود


Buyer's Market:
بازار خريداران-بازاری که در آن کالا به وفور وجود دارد و خريدار می تواند گزينش کند و حتی شايد بتواند اجناس را زير قيمت خريداری نمايد


Buying Rate:
نرخ خريد-نرخی که بازار فارکس وبازارسازان مايلند ارز را به آن نرخ خريداری نمايند


Buying Selling FX:
خريد فروش ارز
خرید و فروش ارز هميشه در مورد ارز پايه در جفت ارزی مصداق می يابد.خريد دلار/مارک يعنی اينکه دلار را بخر /مارک را بفروش .معامله گر زمانی اقدام به خريدمی کند که پيش بينی کند قيمت ارز مورد نظرش افزايش می يابد و زمانی دست به فروش می زند که انتظار کاهش قيمت آن ارز را داشته باشد


Cable:
نام متداول برای جفت ارزی
GBP/USD


Cable Transfer:
حواله تلگرافی،انتقال تلگرافی
انتقال تلگرافی پول از يک مرکز به مرکزی ديگر که امروزه به آن انتقال الکترونيکی بين بانکی گفته می شود


Cable/Sterling:
اصطلاحي در بازار فارکس براي بيان نرخ دلار امريکا/پوند انگليس


Calendar Spread:
نوعی استراتژی اختيار معامله متشکل از خريداری و فروش همزمان دو قرارداد اختيار معامله يکسان-يا اختيار خريد يا اختيار فروش-که قيمت توافق شده هردو يکسان است ولی تاريخ سررسيدشان متفاوت است


Call:
اختيار خريد: اختيار خريد قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار خريد مي تواند در تاريخ مشخصی از آينده- تاريخ سررسيد يا انقضا- دارايی خاصی را-دارايی پايه- با قيمت توافقی-قيمتی که هنگام عقد قرارداد تعيين می شود- خريداری كند

نكته قابل توجه اين است كه دارنده اختيار خريد، اجباری به اعمال حق خود ندارد اما اگر تصميم گرفت اختيار خود را اعمال كند فروشنده مجبور است كه دارايی مورد نظر را به قيمت تعيين شده بفروشد


Call Option:
اختيار خريد: اختيار خريد قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار خريد مي تواند در تاريخ مشخصی از آينده- تاريخ سررسيد يا انقضا- دارايی خاصی را-دارايی پايه- با قيمت توافقی-قيمتی که هنگام عقد قرارداد تعيين می شود- خريداری كند

نكته قابل توجه اين است كه دارنده اختيار خريد، اجباری به اعمال حق خود ندارد اما اگر تصميم گرفت اختيار خود را اعمال كند فروشنده مجبور است كه دارايی مورد نظر را به قيمت تعيين شده بفروشد


Call Rate:
نرخ بهره بانکی شبانه بين بانکی


Cambist:
صراف ارز

ارزشناس-کسی که در زمينه نرخ ارز تخصص دارد


Candlestick Chart:
نمودار شمعدان-نموداری که تغييرات قيمت را در يک بازده زمانی معين-روزانه،هفتگی،...-به صورت يک شمع واحد نشان ميدهد.در اين نمودار قيمت شروع،قيمت نهايی،بالاترين قيمت و پايين ترين ميزان قيمت مورد نياز است


Cap:
بالاترين نرخ بهره اوراق قرضۀ دارای نرخ بهره شناور يا حداکثر نرخ بهرۀ وام های رهنی دارای نرخ بهره غير ثابت در يک برهه زمانی معين


Cap-An abbreviation for capitalization:
برآورد ارزش کنونی سرمايه-ارزش کل يک شرکت بر حسب قيمت بازار که باضرب کردن تعداد سهام شرکت مذکور درقيمت هر سهم بدست می آيد


Capacity utilization:
استفاده از ظرفيت-نشان دهنده ميزان بهره برداري يک شرکت يا يک کشور از ظرفيت توليد خوداست .بدين جهت اشاره دارد به رابطه بين توليد حقيقي و توليد قابل تحقق با استفاده از تجهيزات نصب شده در صورت بکار گيري کامل ظرفيت


Capacity Utilization Rate - Canada:
نرخ استفاده از ظرفيت- از شاخص های اقتصادی کانادا که نشان دهنده ميزان استفاده کمپانی های توليدی از ظرفيت توليدشان( ماشين آلات و کارخانجات )است.شاخصی است که بيانگر تقاضای کلی در اقتصاد است .تقاضای زياد برای منابع اوليه می تواند تورم را تشديد کندو علاوه بر آن منجر به سرمايه گذاری های تازه درساخت کارخانه جات و تجهيزات جديد شود


Capex-Capital Expenditure:
هزينه سرمايه-پولی که صرف خريد يا بهبود و ارتقاء دارايی های مولد مانند تجهيزات وماشين آلات،ساختمان های تجاری و توليدی،وسايل نقليه و غيره می شود.يک مؤسسه توليدی اين سرمايه گذاری را به منظور افزايش ظرفيت توليد يا افزايش بهره وری خود انجام می دهد


Capital Investment-Germany:
ارزش کل سرمايه گذاری های آلمان در بخش تجهيزات مشتمل بر تجهيزات ساخت و ساز و ماشين آلات


Capital Account:
محاسبه جا بجایی های کوتاه وبلند مدت دارا یی های مالی بین کشورها

اقتصاد-آن بخش از تراز پرداخت ها که ورودي و خروجي اوراق بهادارمالي يک کشور را نشان مي دهد


capital expenditure -CAPEX:
هزينه سرمايه-پولی که صرف خريد يا بهبود و ارتقاء دارايی های مولد مانند ماشين آلات،ساختمان های تجاری و توليدی،وسايل نقليه و غيره می شود.يک مؤسسه توليدی اين سرمايه گذاری را به منظور افزايش ظرفيت توليد يا افزايش بهره وری خود انجام می دهد


Capital Flow:
جريان سرمايه؛انتقال سرمايه:انتقال سرمايه از بخشي به بخش ديگر يا از يک کشور به کشور ديگر


Capital Gain:
سود سرمايه-سود حاصل از فروش دارايی های سرمايه ای مانند سهام و اوراق قرضه،املاک و مستغلات و امثال ذلک


Capital Loss:
ضرر کردن در بازار مالی،از دست رفتن سرمايه،ضرر ناشی از فروش دارايی های سرمايه ای مانند سهام و اوراق بهادار،املاک ومستغلات و مانند اينها


Capital Markets:
بازارهايي که در آن سرمايه شامل سهام،اوراق قرضه و غيره معامله مي شودو معمولا براي سرمايه گذاريهاي ميان مدت يا طولاني مدت است


Capital Risk:
ريسک سرمايه
الف-فرد:احتمال اينکه تمام يا بخشی از سرمايه اوليه فرد سرمايه گذاراز بين برود مانند سرمايه گذاری در بازار بورس و از دست دادن تمام يا بخشی از سرمايه
ب-شرکت:احتمال به خطر افتادن ارزش سرمايه شرکت.سرمايه يک شرکت شامل تجهيزات،کارخانجات، و اوراق بهادار آن است.سرقت،آتش سوزی، سيل و حوادثی از اين قبيل می تواند سرمايه شرکت را به خطراندازد


Capital Spending:
هزينه سرمايه
پول صرف شده برای خريد يا توسعه و ارتقاء کالاهای سرمايه ای از قبيل ساختمان و ماشين آلات


Capping:
در فاصله کمی قبل از فرارسيدن موعد سررسيد قرارداد اختيار خريد،فروشنده قرارداد برای اينکه صاحب اختيار خريد از خريد کالای پايه منصرف شود کاری می کند که قيمت روز دارايی پايه از قيمت توافق شده کمتر شود.او برای اين کار مقدار زيادی از دارايی پايه مذکور را که ممکن است کالا يا اوراق بهادار باشد به فروش می رساند.به اين ترتيب ارزش دارايی پايه از ميزان توافق شده کمتر شده و برای صاحب اختيار خريد،خريد دارايی پايه مقرون به صرفه نخواهد بود و طبيعتآ از اين کار صرف نظر خواهد کرد و بدين ترتيب کارمزدی که فروشنده قرارداد هنگام عقد قرارداد از خريدار دريافت نموده است محفوظ خواهد ماند. اين کار غير قانونی و برخلاف مقررات بازار بورس نزدک است


Carry:
رقم انتقالی-هزينه يا سود باز نگه داشتن يک معامله تا روز تجاری بعد که بستگی به تفاوت نرخ بهره دو ارز موجود در جفت ارزی دارد


Carry Trade:
تجارت انتقالی-در اين استراتژی معامله گران ارزهای دارای نرخ بهره پايين مانند ين ژاپن را از بانک يا موسسات مالی قرض می کنند و سپس آن را به ارزهای دارای نرخ بهره بالا تبديل کرده و با نرخ بهره بالا وام می دهند.معامله گر در اين گونه تجارت از تفاوت ميان نرخ های بهره سود می برد.اين تفاوت بسته به ميزان لورجی که انتخاب ميکند می تواند بسيار قابل ملاحظه باشد


Carry-Over Charge:
هزينه نگهداری کالاها يا معاملات ارزی وقتی که تاريخ تحويل آنها به تعويق می افتد


Cash:
ارز یا سکه ای که می تواند برای تبادل کالا یا وام استفاده گردد


Cash and Carry:
خريد يک دارايی و فروش يک قرارداد آتی بر اساس دارايی مذکور


Cash Market:
بازار نقدی-بازاری که درآن معامله بر روی کالاهای اساسی همچون :غلات، طلا ، نفت خام وغيره به صورت نقد انجام می شود و کالا در اسرع وقت تحويل داده می شود


Cash Settlement:
تسويه نقدی-روشی برای تسويه معاملات آتی که در آن به جای تحويل فيزيکی کالا،مابه التفاوت بين قيمت بازار و قيمت توافق شده در قرارداد آتی به صورت نقد به طرف قرارداد پرداخت می شود


CBI:
Confederation of British Industry

کنفدراسيون صنعت بريتانيا


CBI Industrial Trends Survey - UK:
ارزيابی کنفدراسيون صنعت انگليس در مورد روندهای صنعتی-برآوردی است که مديران ارشد توليد در مورد روند توليد،قيمت،صادرات و هزينه هاارائه می دهند


CBOE:
بورس اختيار معامله شيکاگو،بورس معاملات آپشن شيکاگو


CBOT or CBT:
Chicago Board of Trade

بازار بورس شيکاگو-قديمی ترين بازار بورس دنيا که در آن قراردادهای آتی يافيوچرز و اختيار معامله ياآپشن برای غلات،طلا و اوراق قرضه بلند مدت خزانه داری فدرال به صورت حضوری يا به شکل تجارت الکترونيکی منعقد می گردد.بازار بورس شيکاگو که در سال 1848 تاسيس شده است قديمی ترين و بزرگترين بازار بورس جهان است که در آن بيش از 50 نوع قرارداد آتی و اختيار معامله توسط 3600عضو اين بازار دادو ستد می گرددوحجم معاملات آن درسال 2003 به رکورد 454 ميليون قرارداد بالغ گرديد


Central Bank:
بانک مرکزی؛ بانک مرکزي هر کشور توسط دولت اداره شده وقوانین مربوط به اداره و عملکرد موسسات مالي کشور را تعيين میکند و سیاست هاي مالي را به مرحلهء اجرا مي گذارد


CEO=Chief Executive Officer:
مدير عامل کل-بالاترين مقام صاحب قدرت و اختياردر يک شرکت بزرگ ومسئول اجرای کليه سياست هايی که هيئت مديره تعيين می کند. انتصاب ساير مديران از جمله رئيس شرکت از اختيارات اوست


Certificate of Deposit:
سپرده مدت دار-از ابزارهای مالی جهت تامين سرمايه که توسط بانک ها يا مؤسسات مالی پس انداز و اعطای وام ارائه می گردد.زمان آن کوتاه مدت يا ميان مدت است-از سه ماه تا شش سال،مورد تضمين شرکت بيمه سپرده فدرال می باشد و به دارندگان حساب بهره پرداخت می کند و نرخ بهره آن هم بيشتر از حساب های ديگر است زيرا صاحب حساب حق ندارد قبل از پايان زمان مورد توافق پول خود را برداشت کند و اگر چنين کند به او جريمه تعلق می گيرد


CET:
Central European Time

به وقت اروپای مرکزی


CFD=Contract For Difference:
قراردادی بين دو طرف-خريدار و فروشنده-که به تصريح فروشنده را ملزم می سازد مابه التفاوت بين قيمت روز دارايی مورد معامله و قيمت آن را در زمان عقد قرارداد به خريدار بپردازد.اگر کاهش قيمت ايجاد شده باشد اين خريدار است که بايد مابه التفاوت را به فروشنده بپردازد


CFTC:
Commodity Futures Trading Commission
کميسيون داد و ستد معاملات سلف_ازموسسات قانون گذاری فدرال امريکا که وظيفه اش نظارت برانجام معاملات آتی-فيوچرز- کالاهای اساسی است


CGPI:
Corporate Goods Price Index
شاخص بهای کالاهای شرکتی
شاخصی که بهای کالاهای خريداری شده توسط شرکت ها را نشان می دهد


CGPI -Capital Goods Price Index:
شاخص بهای کالاهای سرمايه ای-از شاخص های اقتصادی نيوزلند که تغييرات قيمت کالاهای سرمايه ای را که کمپانی های بزرگ و دولت نيوزلند در تملک دارند در يک دوره زمانی معين مشخص می کند

کالاهای سرمايه ای کالاهايی هستند که با استفاده از آنها می توان کالاهای ديگر را توليد کرد مانند کارخانه و به طور کلی ملک، ابزار آلات ماشينی،تجهيزات حمل و نقل و از اين قبيل


CHAPS:
Clearing House Automated Payment System.

سيستم پرداخت اتوماتيک اتاق تهاتر


Chartist:
فردی که با تحلیل نوسانات قبلي قيمت هاي ثبت شده بر روي نمودار میکوشد تا قیمت ها را پیش بيني نمايد


CHIPS:
Clearing House Interbank Payment System

سيستم تهاتری اتاق پاياپای بازار بورس نيويورک-سيستم پرداخت بين بانکی اتاق پاياپای-اکثر معاملات يورو با اين سيستم انجام و تسويه می شوند


CIBOR:
نرخ بهره بين بانکی کپنهاک- نرخ بهره اعطای وام توسط بانک ها بدون اينکه در ازای آن وثيقه ملکی گرفته شود


Civic Federation:
فدراسيون شهری-سازمان تحقيقاتی دولتی بي طرف که هدف فعاليت هايش به حداکثر رساندن کيفيت و مقرون به صرفه بودن خدمات دولتی در منطقۀ شيکاگواست


Claimant Count Rate:
نرخ مدعيان بيکاری-نسبت تعداد مدعيان بيکاری به تعداد تخمينی کل نيروی کار که بر حسب درصد بيان می شود


Clean float:
شناور سره-شکل آرمانی نرخ ارز شناور که در آن مسئولان پولی يک کشور در بازار پول دخالت نمی کنند
فرهنگ علوم اقتصادی-دکتر منوچهر فرهنگ


Clearing:
تسويه-روند تسويه يک معامله


clearing house:
اتاق پاياپای-درهر بازار بورسی بخشی وجود دارد به نام اتاق پاياپای که انجام معاملات بورس را تسهيل می کند.تسويه حساب معاملات،مشخص کردن کالاهای مورد معامله که بايد تحويل داده شوند وتضمين انجام کليه تعهدات از جمله وظايف اين بخش است


Closing a Position:
مراحل خرید یا فروش قرارداد ارز خارجی که در نقدینگی قرارداد تاثیر دارد


Closing Market Rate:
نرخی که در آن می توان قرارداد را با توجه به قیمت بازار در پایان روز خاتمه داد


Closing Price:
قيمت نهايی-قيمت يا طيف قيمت ثبت شده برای يک معامله در دقايق پايانی روز تجاری


Closing Purchase Transaction:
خريد يک قرارداد اختيار درست مشابه قراردادی که قبلآ فروخته شده است.هدف از اين کار نقد کردن پوزيشن است


CME:
Chicago Mercantile Exchange
بازار بورس شيکاگو


CML:
Council of Mortgage Lenders (UK)
شورای مؤسسات اعطای وام رهنی انگليس


Coincidence Indicator Index:
شاخص نماگر تطبيقی-مجموعه داده های اقتصادی که همراه با دور کار و کسب تغيير می کند،يعنی هنگامی که دور کار و کسب به نقطه اوج می رسد اين نماگر نيز اوج را نشان می دهد ووقتی دور کار و کسب به نقطه حضيض می رسد،اين مجموغه داده های اقتصادی نيز رقم پايين را ارائه می کند


Coincident Index - Japan:
شاخص تطبيقي-اين شاخص وضعيت اقتصادي جاري کشوررا بر اساس مجموعه اي از شاخص ها که اوضاع اقتصادي جاري ژاپن را تحت نظر دارند،تعيين مي کند


Coincident Indicator:
شاخص تطبيقی-شاخصی اقتصادی که تغييراتش همزمان و در رابطه مستقيم بارونداقتصادی موجود است و به همين لحاظ وضعيت جاری اقتصاد را نشان می دهد.درآمد شخصی،توليد صنعتی و ميزان استخدام در بخش غيرکشاورزی از جمله شاخص های تطبيقی هستند


Collateral:
وثيقه،گرويی-دارايی يا ملکی که در اژاء وام پرداخت شده گرو برداشته می شود و اگر وام گيرنده نتواند بدهی خود را پرداخت کند به تملک وام دهنده درمی آيد


Comex:
Commodity Exchange of New York
بورس کالای نيويورک


Commercial Paper:
اوراق بهادار تجاری-از ابزار های مالی با تاريخ سررسيد بسيار کوتاه يا کوتاه مدت که از 270 روز بيشتر نمی شود و معمولآ بين دو تا سی روز است.اين اوراق توسط مؤسسات مالی يا شرکت های بزرگ انتشار می يابد و به فروش می رسدوابزار خوبی برای تامين سرمايه است .تنها تضمين اوراق تجاری اعتبار صادرکننده آن است.موسسه صادر کننده به خريدار بهره نمی دهد ولی اوراق را با تخفيف می فروشد و در موعد سررسيد قيمت اسمی را به او برمی گرداند و سود خريدار در حقيقت همين ما به التفاوت بين قيمت اسمی و قيمت فروخته شده است


Commission:
کارمزد،کميسيون-مبلغی که يک مؤسسه به عنوان حق الزحمه می گيرد تا به نيابت از مشتری معامله ای را انجام دهد


Commodity:
کالاهای اساسی-کالاهايی نظير محصولات کشاورزی،سوخت،فلزات وغيره که دربازار نقدی يا بورس کالاهای اساسی خريد و فروش می شوند


Commodity Futures Trading Comission:
کميسيون دادوستد معاملات سلف-از مؤسسات دولتی مستقل ايالات متحده که در سال1979 توسط کنگره امريکا برای نظارت بربازار معاملات سلف کالاهای اساسی تاسيس گرديد


Company Operating Profit-Australia:
سود کمپانی های استراليا پس از کسر همه هزينه ها.اين شاخص از ميزان های مهم سلامت اقتصادی است.سود بالاتر نشان دهنده افزايش ميزان تقاضا و توان توليد و در نتيجه دورنمای اقتصادی روشن تری است


Company Operating Profits - Australia:
سود خالص شرکتهای استراليايی
سود شرکت های استراليايی پس از پرداخت همه هزينه ها


Composite Index of Leading Indicators:
شاخص مرکب پيشرو-شاخص مرکبی متشکل از 10 شاخص پيشرو که هر ماه توسط سازمان جهانی مديران تجاری برای پيش بينی سمت و سوی تحولات اقتصادی ماه های آتی منتشر می شود.ده شاخص پيشرو که ذکرشان رفت عبارتند از

ميانگين ساعات کار هفتگی در بخش توليد کارخانه ای -ميانگين تعداد درخواست های اوليه برای بيمه بيکاری -ميزان سفارشات جديدی که توليد کنندگان برای مواد و کالاهای مصرفی داشته اند -سرعت تحويل کالاهای جديد از توليد کنندگان به فروشندگان -ميزان سفارشات جديد کالاهای سرمايه ای غير تسليحاتی -تعداد مجوزهای جديد برای ساخت مسکن -شاخص سهام إس اند پی پانصد -عرضه پول إم2 که بر اساس تورم برازش شده است -مابه التفاوت بين نرخ بهره بانکی -ضريب اطمينان مصرف کننده


Compound Option:
قرارداداختيار معامله مرکب-وقتی که يک قرارداد اختيار معامله مجددآ به صورت اختيار معامله داد و ستد شود به عبارت ديگر وقتی که دارايی پايه در يک قرارداد اختيار يا آپشن ،خود يک قرارداد اختيار معامله يا آپشن باشد


Concerted Intervention:
دخالت هماهنگ-اقدامات مشترک تعدادی از بانک های مرکزی در بازار ارز به منظور کنترل نرخ تبديل ارز


conference board:
سازمان جهاني مديران تجاري- يک سازمان تجاري جهاني است متشکل از مديران تجاري دنيا که فعاليت هاي گوناگوني را از قبيل برگزاري کنفرانس ها،اجراي تحقيقات مديريت تجاري،وتهيه شماري ازشاخص هاي اقتصادي انجام مي دهد.شاخص هايي مانند شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده،ضريب اطمينان سي ايي اُ،شاخص آگهی های استخدامی،شاخص هاي پيشرو و غيره.علاوه بر اين، اين سازمان مجله اي منتشر مي کند مشتمل بر نظرات و عقايدصاحب نظران .سازمان مستقل ديگري مشابه اين سازمان در کانادا وجود دارد تحت عنوان سازمان مديران تجاري کانادا


Confirmation:
تائيديه-سند کتبی حاوی مشخصات مهم مربوط به معامله از قبيل تاريخ،حجم معامله،قيمت،مقدار کارمزدو غيره


Construction output:
ميزان ساخت و ساز در مقياس وسيع-عبارت است از کارهاي عمراني و ساختماني انجام شده توسط شرکت هاي بزرگي که کار اصليشان ساخت و ساز است. تعداد پرسنل اينگونه شرکت ها بيست نفر يا بيشتر است و اطلاعات مربوط به بازده کاريشان به طور دقيق گردآوري مي شود در حالي که بازده کاري شرکت هايي که تعداد کارمندانشان تا سقف نوزده نفر است به طور تخميني برآورد مي شود.ارزش پولي محصول توليدي اين شرکت هابر حسب قيمت هاي ثابت است.ميزان افزايش توليد نشان دهنده اين است که توليد شرکت در ماه مزبور نسبت به ماه مشابه سال قبل چند در صدافزايش داشته است


Construction Work Done - Australia:
از شاخص های اقتصادی استراليا و نشان دهنده ارزش کل تمام ساخت و سازهايی که کار ساخت آنها طی ماه گذشته به پايان رسيده است


Consumer Confidence Index:
شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده-شاخصی که ميزان خوش بينی مصرف کننده را نسبت به وضعيت اقتصادی حال و آينده نشان می دهد.اين شاخص که در سال 1985 به طور قراردادی برمبنای 100 وضع گرديد بر اساس نظرسنجی از 5000 خانوار تهيه می گرددو نظر آنان را در باره وضعيت فعلی اقتصاد و پيش بينی آنهارا از وضعيت آينده اقتصادی جويا می گردد.اين شاخص به طور دقيق و مستمر مورد توجه تحليلگران و کارشناسان اقتصادی است زيرا آن را از جمله شاخص های پيشرويی می دانند که می تواند سلامت آينده اقتصادی را نشان دهد


Consumer Credit:
اعتبار برای مصرف،اعتبار مصرفی،وام مصرفی
وامی است که به مصرف کننده نهايی برای خريد کالا و خدمات داده می شود


Consumer Price Index:
شاخص بهای مصرف کننده- تغييرات ماهانه قيمت سبد معينی از کالاها مشتمل بر غذا،پوشاک و حمل ونقل.رويکرد کشور ها در مورد اجاره يا رهن متفاوت است.تغييرات ماهانه اين شاخص نشان دهنده نرخ تورم است


Consumer sentiment:
شاخص اقتصادی نگرش مصرف کننده- اين شاخص که هر ماه توسط دانشگاه ميشيگان تهيه می شود با نظرسنجی از پانصد مصرف کننده هم نظرات آنها را در باره وضعيت جاری اقتصاد جويا می شود و هم پيش بينی آنها را از وضعيت آينده اقتصادی منعکس می سازد


consumer spending:
ميزان هزينه مصرف کننده/پولی که مصرف کننده برای تامين کالاها و خدمات مورد نياز پرداخته است


Contagion:
واگيری-گرايش يک بحران اقتصادی برای گسترش از يک بازار به بازاری ديگر.برای مثال بی ثباتی سياسی در اندونزی در سال 1997 موجب نوسانات شديد قيمت روپيه، واحد پول اين کشور گرديد اين بحران به ارز ساير کشورهای آسيايی و پس از آن به امريکای لاتين هم سرايت کرد


Contract:
قرارداد


Contract Expiration Date:
تاريخ انقضای قرارداد
تاريخی که بايد ارز تحويل داده شود تا به اين ترتيب شرايط قيد شده در قرارداد به طور کامل اجرا شود.درمعاملات اختيار خريد/فروش آخرين روزی که صاحب قرارداد اختيار معامله می تواند از حق خود برای خريد يا فروش دارايی پايه استفاده کند،تاريخ انقضاء محسوب می شود


Contract Month:
ماه سررسيد-ماهی که در آن کالا يا دارايی معامله شده در يک قرارداد آتی بايد تحويل داده شود.معمولآ در قراردادهای آتی طرفين به دنبال کسب سود هستند نه تحويل کالا بنابراين اينگونه قرارداد ها قبل از تاريخ سررسيد نقد می شوند و تحويل کالا صورت نمی گيرد


convenience store:
مغازه ها وفروشگاه های محلی

مغازه ها و فروشگاه های کوچکی که اغلب در محله های پر جمعيت يا کنار جاده های پر رفت وآمد،پمپ بنزين هاو ايستگاه های قطار قرار دارند


Convenience Store Sales:
ميزان فروش مغازه ها وفروشگاه های محلی

بهای اجناس فروش رفته در فروشگاه ها بر اساس يک آمار ماهانه.ژاپنی ها بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف خريد مايحتاج روزانه خود از فروشگاه های محلی می کنند.تعداد اين فروشگاه ها در سراسر ژاپن به بيش از چهل هزار می رسدو اقتصاد ژاپن گذشته از صادرات تا حد زِيادی وابسته به درآمد حاصل از اين فروشگاه هاست


Convergence:
همگرايی قيمت-وقتی قيمت کالاهای فيزيکی و قيمت قرارداد های آتی آنها به هم نزديک شوند


Conversion:
تسعير،تبديل-تبديل اوراق بهادارتبديل پذير مانند اوراق قرضه يا سهام ممتاز به سهام عادی


Convertible currency:
ارزی که می تواند به آسانی و به سرعت به ساير ارزها يا طلا تبديل شود


Copey:
کوپي-اصطلاح عاميانه براي ناميدن کرون دانمارک


Corporation:
شرکت سهامی-شرکتی که سهام داران آن دارای مسئوليت محدود هستند و منافع مالکيت آنها قابل انتقال است


Correction:
اصلاح روند،تعديل روند-تغيير روند غالب بازار

ايجاد تغييري موقت در روند حرکت بازار پس از يک دوره صعود يا نزول متوالي. معمولا وقتي سرعت رشد قيمت ها بيش از حد زياد باشد،اصلاح روند کمک ميکند تا بازار به سطح معقول تري برسد و روندي با ثبات تر حاصل شود.اصلاح روند- برخلاف سقوط يا واژگوني کامل روند-براي سلامتي دراز مدت بازار مفيد است


Correlation:
همبستگي-رابطه موجود بين دو متغير

اندازه گيري آماري که نسبت و رابطه بين دو يا چند متغير را نشان مي دهد.همبستگي بين دو متغير نوعي رابطه علت و معلولي بين آن دو را بيان مي کند.معمولا فرانک سوئيس همبستگي نزديکي با مارک آلمان دارد


correspondent:
بانک،صرافي ياساير موسسات مالي که براي ديگر بانکها،صرافي ها يا موسسات مالي خدماتي را انجام ميدهند و در مناطقي قرار دارند که موسسات مذکور به آن مناطق دسترسي مستقيم ندارند


Correspondent Bank:
بانک کارگزار


Cost of Carry:
هزينه معامله-هزينه هايی که سرمايه گذار برای معامله بايد بپردازد.مانند بهره پرداخت شده در معاملات خريد بر اساس اعتبار،سود سهام از دست رفته در معاملات فروش براساس اعتبار و برخی هزينه های ديگر


Cost of Living Index:
شاخص هزينه زندگي




Counter Currency:
دومين ارز در يک جفت ارزي


Counterpart:
کسي که در يک معامله مالي شرکت ميکند


Counterparty:
طرف معامله-به هريک ازشرکت کنندگان در يک معامله مالي اطلاق مي گردد


Counterparty Risks:
ريسک طرف معامله-احتمال عمل نکردن به تعهدات از سوی طرفين قرارداد


Countervalue:
ارزش دلاری يک ارز


Country Risk:
در معاملات بين المللي علاوه بر ريسک هاي معمول در هر معامله ريسکهايي هستند که مختص به يک کشور خاص مي باشند.مسائل اقتصادي،سياسي،قانوني واجتماعي يک کشور ونوسانات شديد نرخ ارز آن،همه از عوامل تعيين کننده ريسک سرمايه گذاري با آن کشور مي باشند


Coupon Value:
نرخ بهره سالانه اوراق قرضه


Cover:
پوشش دادن-وقتی معامله گری جفت ارزی را که فروخته است دوباره بخرد


CPI:
Consumer Price Index

شاخص بهای مصرف کننده- تغييرات ماهانه قيمت سبد معينی از کالاها مشتمل بر غذا،پوشاک و حمل ونقل.رويکرد کشور ها در مورد اجاره يا رهن متفاوت است.تغييرات ماهانه اين شاخص نشان دهنده نرخ تورم است


Crawling peg:
سياست خزنده نرخ ارز-سيستمی برای تعيين نرخ ارز که بر اساس آن نرخ ارز تثبيت شده است اما در فواصل زمانی مشخصی بر اساس شاخص های اقتصادی معين دائمآ تعديل میشود


Credit Card:
کارت اعتباری-کارت هايی که بانک ها،مؤسسات وام و پس انداز،فروشگاه ها و ساير موسسات تجاری منتشر می کنند تا در اختيار متقاضيان قرار گيرد.با استفاده از اين کارت ها فرد می تواند بارها پول بگيرد يا به صورت اعتباری خريد کند يا از خدمات مختلف استفاده کند


Credit Checking:
بررسی اعتبار-قبل از انجام معاملات بزرگ مالی بهتر است با بررسی اعتبار طرف مقابل ازکافی بودن ميزان اعتبار او اطمينان حاصل کرد .با اين کار با آسايش خيال بيشتری می توان مبادرت به عقد قرارداد نمود


credit line:
تسهيلات اعتباری،حدو ميزان اعتبار

توافقی ميان بانک و مشتری که در صورت نياز تا ميزان معينی وام در اختيار مشتری گذاشته شود

حداکثر مبلغی که بانک حاضر است درمدت معين در اختيار مشتری بگذارد


Credit Risk:
ريسک اعتبار- در کل به احتمال عدم پرداخت تعهدات مالی توسط طرف قراداد اطلاق می شود و اين امر ممکن است علل مختلف داشته باشد ولی به طور اخص به معنی احتمال عدم پرداخت تعهدات مالی به علت نداشتن پول کافی است


Cross Currency Pairs:
جفت ارزي فاقد دلار امریکامانند يورو/جي پي واي يا جي بي پي/سي اچ اف


Cross Deal:
معامله تبادل ارزی که هيچيک ازدوارز مورد تبادل دلارامريکا نباشد


Cross Rate:
نرخ غير مستقيم-نرخ تسعير ميان دو پول که بر پايه نرخ تسعير ميان هر يک از دو پول و پول سوم-که معمولآ دلار امريکاست- معين می شود


Cross rates:
نرخ غيرمستقيم-نرخ مبادلاتی بین دو ارز وقتی که هيچيک از آنها دلار امريکا نباشد که معمولاً از نرخ تبادلاتی دو ارز دربرابر دلار ایالات متحده آمریکا بدست می آید


Cross-Rate:
نرخ غير مستقيم-نرخ مبادلهء ارزی بين دو واحد پول وقتی که هيچيک از آنها دلار امريکا نباشد و معمولاً از نرخ تبادلاتی دوارز مذکور دربرابر دلار ایالات متحده آمریکا بدست می آید


Cross-Trade:
قراردادی که در آن يک کارگزار-بروکر- خودش هم فروشنده باشد و هم خريدار يا اينکه کارگزار فروشنده و کارگزار خريدار هر دو متعلق به يک مؤسسه باشند


Crossover:
معبر-از اصطلاحات تحليل تکنيکال است و به محل تقاطع نمودار سهام و انديکاتور اطلاق می شود و برای پيش بينی تغييرات قيمت سهام از آن کمک گرفته می شود.در اکثر مدل های تحليل تکنيکال،معبر يک سيگنال خريد يا فروش به حساب می آيد.انديکاتور«ميانگين متغير» و «نوارهای بولينگر» از جمله انديکاتورهايی هستند که از«معبر» استفاده می کنند


Cup with Handle:
فنجان با دسته-الگويی در نمودار ميله ای به شکل فنجان که در فاصله بين 7 تا 65 هفته شکل می گيرد.برخی تحليل گران تکنيکال معتقدند وقتی قيمت سهام به لبه دوم فنجان برسد،روند تغيير جهت داده و نزولی خواهد شد و سرمايه گذارانی که درنقطه اوج قبلی-لبه اول فنجان- خريد کرده اند بايد شروع به فروش نمايند


Currency:
واحد پول هر کشور


Currency Basket:
سبد ارزی-تعدادی ارز برگزيده که ميانگين وزنی آنها برای تعيين ارزش يا مبلغ يک قرارداد بکاربرده می شود

در قراردادها از سبد ارزی برای از ميان برداشتن يا به حداقل رساندن ريسک نوسانات ارزی استفاده می شود


Currency Option:
قرارداد های اختیار معامله ارز - اينگونه قراردادها این حق را برای خریدار یا فروشنده ایجاد می کند تا به خرید یا فروش ارز در ازای ارزی دیگر با یک نرخ مبادلاتی مشخص و در طول یک زمان معین بپردازد


Currency Pair:
جفت ارزی،دو واحد پول تشکيل دهندهء مبادلهء ارزی خارجی


Currency Risk:
ریسک ضرر ناشی از انجام تبادلات ارزی


Currency symbols:
علامت اختصاری واحد پول يک کشور مانند
AUD:دلاراسترالیا
CAD:دلار کانادا
EUR:يورو
GBP:پوند انگليس
CHF:فرانک سوِِييس


Current Account:
حساب جاري-تراز خالص پرداخت هاي بين المللي يک کشور شامل پرداخت هاي مربوط به واردات و صادرات به اضافه وجوه وارده به اقتصاد کشور به صورت کمک ديگر کشورها ونيز پولي که شاغلين خارج از کشور به مملکت خود ميفرستند . تراز مذکور شامل جريان و انتقال سرمايه نمي شود


Current Balance:
موازنه تجاري-ارزش کل صادرات يک کشور منهاي واردات آن در مدت زماني معين که برابر است با مجموع تراز تجاري و تراز نامرئي به اضافه دريافت خالص بهره، عايدات وسود هاي سهمي که از خارج از کشور تامين ميشود


Cycle:
تنظيم تاريخ انقضا که براي هر قراردادي قابل اجرا باشد


Daily Trading Limit:
بيشترين و کمترين قيمت مجاز برای يک کالا يا يک اختيار معامله در يک روز کاری بازار بورس.وقتی قيمت به اين حد برسد تا روز کاری بعدی ديگر معامله ای برروی سهام مذکور صورت نمی گيرد


Day Order:
دستور روزانه-دستور خريد يا فروش در بورس که به طور اتوماتيک در پايان روزی که دستور داده شده لغو ميگردد


Day Trader:
معامله گری که بر اساس نوسانات ناچيز قيمت درکوتاه مدت خريد و فروش می کند


Day Trading:
معامله خريد و فروش ارزی که به طور اتوماتيک هر شب ساعت ده به وقت گرينويچ تمديد می شود.طول مدت اين معامله از روز باز شدن پوزيشن تا زمان بسته شدن آن می باشد.در صورتی پوزيشن بسته می شود که الف-معامله گر خود اقدام به بستن پوزيشن نمايد.ب-پوزيشن به علت رسيدن به حد سود يا حد ضرر که از قبل توسط معامله گر تعيين شده،بسته شود.تا زمانی که پوزيشن باز است برای هر بار تمديد در ساعت ده شب -به وقت گرينويچ-مبلغی از معامله گر اخذ می شود


DCLG:
Department for Communities and Local Government
دپارتمان جوامع و دولت محلی انگليس


Deal Date:
تاریخی که در آن خریدار و فروشنده با هم توافق می کنند که سرمایه را با هم تبادل کنند


Deal Ticket:
شيوه ايي ابتدايي براي ضبط اطلاعات اوليه مربوط به قرارداد


Deal Ticket/Deal Slip:
شيوه ايي ابتدايي براي ضبط اطلاعات اوليه مربوط به قرارداد


Dealer:
دلال،کارگزار-فرد يا مؤسسه ای که به عنوان مسئول اصلی عمل می کند و قادر است هر زمان که لازم باشد با موجودی خود مبادرت به خريد يا فروش سهام و ساير اوراق بهادار نمايد


Debt:
وام،قرض
اوراق قرضه،وام های رهنی،اوراق خزانه،... انواع وام يا قرض هستند.شرايط باز پرداخت،تاريخ سررسيد و ميزان بهره آنها مشخص گرديده است


Declaration Date:
تاريخ اعلام-آخرين روز یا ساعتی که خريدار قرارداد اختيار معامله فرصت دارد تا تمايل يا عدم تمايل خود را برای استفاده از حق خود به فروشنده قرارداد اعلام کند


Default:
عدم پرداخت بدهی-عدم اجرای تعهدات قانونی

نپرداختن اصل يا بهره اوراق قرضه توسط صادر کننده اوراق به مشتری در زمان سررسيد


Deficit:
کسر موازنه،کمبود،کسري


Deflator:
عامل تعديل کننده قيمت-ضريب تعديل کننده قيمت

عامل تبديل دلار جاری به دلار ثابت(دلار تعديل شده بر اساس تورم) به منظور مقايسه قيمت ها جدا ازتاثيرات کلی تورم


Delivery:
تحويل-تحويل ارز مورد معامله بر طبق توافق طرفين


Delivery Date:
موعد قرارداد که در آن تبادلات ارزي رخ مي دهد


Delivery Month:
ماه تحويل-ماه سررسيد يک قرارداد آتی که بايد تحويل در آن ماه صورت گيرد


Delivery Points:
نقاط تحويل-مکان يا تسهيلات يک بازار معاملات فيوچرز-معاملات آتی-برای تحويل دادن و تحويل گرفتن کالاهای مورد معامله


Delivery Risk:
ريسک تحويل-زمانی بکار می رود که يکی از طرفين معامله قادر به انجام تعهدات خود نباشد


Delta:
دلتا-تغيير حاصله در قيمت يک قرارداد اختيار خريد به ازاء يک واحد تغيير قيمت در دارايی پايه

دلتا-نسبت تغيير قيمت يک قرارداد اختيار معامله به تغيير قيمت دارايی پايه


Department for Communities and Local Government:
دپارتمان جوامع ودولت محلی انگليس


Depo:
سپرده


Depository Institution:
مؤسسه مالی سپرده پذير- مؤسسات مالی امريکا مانند بانک های پس انداز که می توانند پول مشتريان را به صورت سپرده پذيرفته و نگهداری نمايند.قوانين حاکم بر مؤسسات سپرده پذير فدرال توسط شرکت بيمه سپرده فدرال وضع می گردد.بانک های رهنی جزء موسسات سپرده پذير نيستند زيرا فقط می توانند وام بدهند و مجاز به پذيرفتن سپرده نيستند


Depreciation:
سقوط ارزش يک ارز بخاطر فشار بازار


Derivative:
اوراق مشتقه-به آن نوع قراردادهای مالی اطلاق می شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی -دارایی پایه- می گیرند

دارایی پایه می تواند به شکل سهام، کالا، بورسهای خارجی، نرخهای بهره، صنعت ساخت و ساز یاهرنوع دارایی دیگرباشد.قراردادهای اختيار معامله متداولترين شکل اوراق مشتقه هستند


Derivatives:
اوراق مشتقه-به آن نوع قراردادهای مالی اطلاق می شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی -دارایی پایه- می گیرند

دارایی پایه می تواند به شکل سهام، کالا، بورسهای خارجی، نرخهای بهره، صنعت ساخت و ساز یاهرنوع دارایی دیگرباشد

چهار نوع اوراق مشتقه اصلی عبارتند از:قراردادهای آتی،سلف،معاوضه و اختيار معامله که از اين ميان قرارداد اختيار معامله متداول ترين نوع اوراق مشتقه می باشد


Desk:
به گروهی اطلاق می شود که يک يا چند ارز خاص را معامله می کنند


Details:
جزئيات قرارداد-تمام اطلاعات مورد نیاز برای به مرحله نهایی رساندن قرارداد تبادلات ارزی ، اطلاعاتی ماننداسم،نرخ،تاریخ و محل تحویل


Devaluation:
عملی که دولت برای کاهش ارزش ارز انجام میدهد


DEWR:
استراليا-دپارتمان رابطه بين محيط کار و استخدام


DEWR Skilled Vacancies - Australia:
مشاغل موجود برای نيروی کار ماهر استرالياتهِيه شده توسط موسسه دی ايی دبليو آر-اين شاخص اقتصادی تغييرات ماهانه در تعداد مشاغل موجود برای نيروی کار ماهر در سراسر استراليا رابررسی می نمايد


DIBOR:
نرخ بهره بين بانکی دوبلين


Direct Quote:
مظنه مستقيم-اعلام قيمت يک ارز خارجی برحسب واحد پول ملی يک کشور


Dirty Float:
سيستم تعيين نرخ ارز کنترل شده-نوعی نظام تعيين نرخ ارز که در آن نرخ ارز تثبيت شده نيست بلکه در کنترل بانک مرکزی است و بانک مرکزی با تغيير نرخ بهره و در پی آن جذب يا دفع جريان سرمايه می کوشد تا از نوسانات مفرط نرخ ارز جلوگيری کند. اين سيستم برخلاف سيستم شناوری خالص است زيرا در سيستم شناوری خالص نرخ ارز را فقط بازار و بورس بازی های آن تعيين می کنند و بانک مرکزی هيچ نوع دخالتی در اين زمينه ندارد


Discount:
تخفيف


Discount House:
مؤسسه تنزيل
الف-مؤسسه ای که اوراق بهادار معتبر و کم ريسک را می خرد و بعد يا دوباره آنها را می فروشد يا تا رسيدن موعد سررسيد نگاه می دارد
ب-مؤسسه ای که برات و اسناد را تنزيل می نمايد


Discount Rate:
نرخ تنزيل،ميزان تنزيل

الف-اندازه بهره ای است که بانک ها بر برات و سفته هنگام خريد آنها اعمال می کنند

ب-نرخ بهره وام های کوتاه مدتی که بانک ذخيره فدرال بدون واسطه و به طور مستقيم به بانک های تحت پوشش خود پرداخت می کند


Discretionary Account:
حساب اختياری-حسابی که مشتری آن را در اختياريک موسسه معامله کننده قرار می دهد تا از طرف او با آن حساب به خريد و فروش جفت ارزی بپردازد.مؤسسه مذکور در انتخاب جفت ارزی،قيمت و زمان بندی معاملات -با رعايت موارد قيد شده در توافقنامه-اختيار عمل دارد


Distributive Trade:
تجارت توزيعی-رساندن کالاها به دست مصرف کنندگان نهايی آنها از طريق شبکه عمده فروشی و خرده فروشی


Dividend:
سود سهام که به سهام داران شرکت می رسد،آن بخش از درآمد يک شرکت که بين سهام داران شرکت تقسيم می شودو معمولآ هر سه ماه يکبار پرداخت می شود


Domestic CGPI -Domestic Corporate Goods Price Index- Japan:
شاحص بهای کالاهای شرکتی داخلی-شاخصی که بهای کالاهای خريداری شده توسط شرکت های ژاپنی را نشان می دهد


Domestic corporate Goods Price Index_Domestic CGPI - Japan:
شاخص بهاي کالاهاي خريداري شده توسط شرکتهاي داخلي در ژاپن


Domestic Demand:
تقاضای داخلی

از شاخص های اقتصادی آلمان که نشان دهنده کل کالاها و خدماتی است که مصرف کنندگان آلمانی تقاضا کرده اند


Double:
اختيار معامله دوگانه- نوعی اختيار معامله جهت خريد يا فروش يک ارز يا دارايی پايه به قيمت معين. در اين نوع اختيار معامله استفاده از حق فروش منجر به انقضای حق خريد و برعکس استفاده از حق خريد باعث انقضای حق فروش می شود


Durable Goods Order:
سفارش کالاهاي بادوام-شاخص اقتصادي که تغييرات حاصله در ميزان فر وش کالاهايي با طول عمر بيش از سه سال را نشان ميدهد


Dwelling Starts - Australia:
از شاخص های اقتصادی استرالياوبيانگر تعداد خانه های نوسازی که طی ماه گذشته کار ساخت آنها آغاز شده است


Easing:
کاهش قیمت با روندی معتدل


ECB--European Central Bank:
بانک مرکزي اتحاديه پولي جديد اروپا
بانک مرکزی اروپا


Echo Watchers Survey:
نظرسنجی مراقبين اقتصادی-از شاخص های اقتصادی ژاپن که به جمع آوری نظرات آن دسته از شاغلين ژاپنی می پردازد که درآمد کاريشان در فصول و دوره های مختلف سال يکسان نيست مانند خرده فروشان،رستوران داران و رانندگان تاکسی و نظرات آنها را در مورد وضعيت جاری اقتصاد و وضعيت آينده جويا می گردد


Economic Exposure:
ريسک اقتصادی-تاثيرات نامطلوب نوسانات نرخ ارز بر گردش نقدی يک شرکت


Economic and Monetary Union - EMU:
اتحاديه پولی و اقتصادی-اصطلاحآ به بازار پولی و اقتصادی منطقه يورو اطلاق می شود ولی کلآ به معنای بازاری است با يک واحد پول مشترک.بزرگترين اتحاديه پولی و اقتصادی جهان در حال حاضر متعلق به منطقه يورو است با واحد پول مشترک يورو.از ديگر اتحاديه های پولی و اقتصادی می توان اتحاديه پولی و اقتصادی منطقه کارائيب، اتحاديه پولی و اقتصادی شرق افريقا و ... را نام برد




Economic Exposure:
اين مفهوم نشان دهندهء تاثيري است که نوسانات نرخ تبديل ارز بر درآمد ،گردش نقدي و سرمايه گذاريهاي خارجي يک شرکت و در نتيجه وضعيت رقابتي آتي آن دارد


Economic Indicator:
شاخص اقتصادي-آمارهاي منتشره از طرف دولت که ثبات و رشد اقتصادي جاري کشور را نشان مي دهند.شاخص هاي رايج اقتصادي عبارتند از:نرخ اشتغال،توليد ناخالص داخلي،نرخ تورم،شاخص خرده فروشي و غيره


Economy - Overheated:
اقتصاد دو آتشه-اقتصادی با نرخ رشد بسيار بالا که بر ظرفيت وتوان توليد فشار وارد می آورد و حاصل آن افزايش تورم و بالا رفتن نرخ های بهره است


ECP-Eurocommercial Paper:
نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت بدون وثيقه که در بازار بين المللی پول توسط بانک ها يا موسسات عرضه می شود ولی بر حسب واحد پولی به غير از واحد پول کشور بانک يا موسسه وام دهنده

مثلآ وقتی که يک شرکت امريکايی به منظور تامين منابع مالی خود از طريق باازر بين المللی پول اقدام به عرضه اوراق قرضه برحسب دلار کانادا نمايد


ECU:
واحد پول اروپايي


ECU - European Currency Unit:
واحد پول اروپايی -سبد ارزی متشکل از کليه ارزهای کشور های عضو جامعه اروپا که به عنوان واحد محاسبه برای کشورهای عضو بکار برده می شد و بعدها يورو جانشين آن شد


EDI:
تبادل الکترونيکي داده ها


Efficient Market Theory:
تئوری بازار کارآمد-بر اساس اين تئوری قيمت جاری بازار همه اطلاعات و انتظارات مربوط به جفت ارزی مورد نظر را منعکس می کند.اين تئوری بر اين باور است که بازار نمی تواند يک دارايی را بيشتر يا کمتر از قيمت واقعی آن ارزش گذاری کند و ارزش جاری بازار ارزش واقعی دارايی مزبور است


Efficient Markets:
بازار کارآمد- بازاری که در آن قيمت گذاری کالاها بر مبنای اطلاعات جاری و درست صورت می گيرد و به همين لحاظ دارايی های کم ارزش گذاری شده در اين بازار وجود ندارد


EFT:
انتقال الکترونيکي سرمايه


EIA Natual Gas Report:
گزارش گاز طبيعی اداره اطلاعات انرژی امريکا-گزارشی هفتگی از ميزان ذخائر گاز طبيعی امريکاکه درمخازن زيرزمينی نگهداری ميشود.اين گزارش توسط اداره اطلاعات انرژی امريکا تهيه می شود ودر تعيين نرخ گاز طبيعی نقش دارد


EIA-Energy Information Administration:
اداره اطلاعات انرژي امريکا


Elliot Wave Theory:
نظريه موج اليوت-بر طبق اين نظريه بازار به صورت موجی حرکت می کند و هر روند دارای پنج موج است


Empire State Manufacturing Survey - United States:
ارزيابی توليد کارخانه ای امپاير إستيت-ارزيابی شرايط و انتظارات تجاری مديران بخش توليد کارخانه ای ايالت نيويورک -بانک فدرال نيويورک نظرسنجی ماهانه ای از مؤسسات توليدی سراسرايالت نيويورک به عمل می آورد بدين ترتيب که مستمرآ در اولين روز هر ماه بانک فدرال نيويورک برای مدير عاملان صد و هفتاد و پنج شرکت توليدی پرسشنامه های نظرسنجی ارسال می دارد و از آنها می خواهد تا تغييرات مجموعه ای از شاخص ها را از ماه قبل تا آن زمان اعلام دارندو علاوه بر آن پيش بينی خود را در مورد روند احتمالی شاخص های مذکور طی شش ماه آينده ابراز نمايند


employment cost index:
شاخص هزينه استخدام- گزارش دقيق ماهانه ای از کل هزينه هايی که استخدام يک فرد در بر دارد


Employment Level - Switzerland:
سطح اشتغال-از شاخص های اقتصادی سوئيس که نشان دهنده تعداد کارکنان حقوق بگيری است که حداقل شش ساعت در هفته کار می کنند


EMS:
European Monetary System

سيستم پولی اروپايی


EMU:
European Monetary Union

اتحاديه پولی اروپا


EMU (Economic and Monetary Union):
اتحاديه پولی و اقتصادی


End Of Day Order - EOD:
دستور خرید وفروش در یک قیمت مشخص . این دستور تا پایان روز معاملاتی برقرار می ماند


Entrepot:
انبار موقتی،مرکز تجارت-در تجارت بين المللی به مرکزی گفته می شود که کالاهای وارداتی در آنجا انبار می شود تا از آنجا مجددآ به ساير نقاط صادر گردد.هنگ کنگ يکی از مراکز عمدۀ اين نوع تجارت است


Envelopes:
خطوط محاطی- خطوط درنوارهای بولينگربر اساس انحراف معيار رسم می شوند ولی در خطوط محاطی در نقاطی با فاصله معين بر حسب درصد در بالا و پايين خط ميانگين متغيررسم می شوند.محدوده های بالايی و پايينی نقاط ورود و خروج را برای معامله گران ارز معين می کنند


EOD - End Of Day Order:
دستور خرید وفروش در یک قیمت مشخص . این دستور تا پایان روز معاملاتی که معمولاً 5 بعد از ظهر است باز می ماند


EOE:
بورس معاملات اختيار اروپايی


Equilibrium:
توازن-محدوده ای ازقيمت که درآن بين عرضه و تقاضای يک جفت ارزی در بازار تعادل وجود دارد


Equipment Investment - Germany - Euro-zone:
سرمايه گذاری در بخش تجهيزات

کل بهای سرمايه گذاری آلمان در بخش تجهيزات مانندابزار آلات ماشينی و تجهيزات ساخت و ساز


equity market:
بازار سهام


ERM:
مکانيزم نرخ تبديل ارز-سيستمی که جامعه اروپايی آن رادر مارس 1979 به عنوان بخشی از سيستم پولی اروپايی معرفی کرد و هدفش کاهش تغييرپذيری نرخ ارز و دستيابی به ثبات پولی در اروپا بود


Euro:
يورو:واحد پول مشترک پذيرفته شده از سوی يازده کشور اروپايی آلمان،فرانسه،بلژيک،لوکزامبورک،اتريش فنلاند،ايرلند،هلند،ايتاليا،اسپانيا و پرتغال


Eurobond:
اوراق قرضه اروپايی-اوراق قرضه دراز مدتی که بر حسب واحد پول کشوری به غير از کشور انتشاردهنده عرضه می شود .معمولآاين اوراق راکمپانی های غيراروپايی برای فروش در اروپا عرضه می کنند


Euroclear:
اتاق پاياپای اروپا- يکی از سيستم های پيشرفته تسويه اوراق قرضه اروپايی


Eurodollar:
دلار اروپايی- دلارامريکا يا سرمايه های دلاری که در بانک های خارج از امريکا-در اروپا يا ساير نقاط نگهداری می شود و از آن برای تسويه حساب قراردادهای بين المللی استفاده می شود


European Monetary Union:
اتحاديه پولی اروپا- ازجمله مؤسسات اتحاديه اروپاکه هدف اصلی آن تثبيت يک ارز خاص- يورو- برای کل اتحاديه بود


European Monetary Union - EMU:
اتحاديه پولی اروپا- ازجمله مؤسسات اتحاديه اروپاکه هدف اصلی آن تثبيت يک ارز خاص- يورو- برای کل اتحاديه بود


European Union:
اتحاديه اروپا که قبلآ از آن با نام جامعه اروپا ياد میشد


Exchange Rate Risk:
ريسک نرخ تسعير-اثرات تغييرات نرخ ارز بر سرمايه گذاری ها يا بر فعاليت های تجاری يک شرکت
مثال-اگر برای سرمايه گذاری ناچار باشيم که ارز خود را به دلار تبديل کنيم،تغيير ارزش ارز مزبور نسبت به دلار بر روی سود يا ضرر کلی سرمايه گذاری اثر می گذارد


Exchange control:
نظارت بر ارز،نظارت ارزی-مقررات دولتی خريد و فروش ارز که به منظور حفظ ارزش پول يک کشورو حمايت از آن وضع می شوند


Exchange Rate Risk:
ريسک نرخ مبادله ارز،ريسک نرخ تسعير
ریسک ضرر ناشی از انجام تبادلات ارزی که در اثر نوسانات نرخ تبديل ارز پديد می آيد


Execution:
مراحل اتمام يک سفارش يا قرارداد


exercise:
تحقق قرارداد اختيار معامله-وقتی که مالک قرارداد اختيار معامله بخواهد از حق خود استفاده کرده و دارايی پايه را که به موجب قرارداد اختيار، حق خريد يا فروش آن را به دست آورده است بخرد يا بفروشد


Exercise (options):
تحقق قرارداد اختيار معامله-وقتی صاحب حق اختيار خريد و فروش،معامله تصريح شده در قرارداد را تحقق بخشد يعنی معامله مذکور که يا فروش و يا خريد مقدار معينی از سهام و... به قيمت معلوم توافق شده است سريعاً انجام پذيرد و قرارداد خاتمه يابد.يک قرارداد اختيار خريد وقتی تحقق می يابد که صاحب حق اختيار،سهام يا اوراق بهادار مذکور در قرارداد را به قيمت توافق شده بدون توجه به قيمت فعلی بازار از فروشنده اختيار معامله بخرد و يک قرارداد اختيار فروش نيز وقتی محقق می شود که صاحب حق اختيار،اوراق بهادار مذکور در قرارداد را به فروشنده قراداد اختيار معامله به قيمت توافق شده بفروشد


Exercise Notice:
اطلاعيه رسمی مبنی بر اينکه دارنده قرارداد اختيار معامله خواستار انجام معامله يعنی خريد يا فروش دارايی پايه به قيمت توافق شده می باشد


Exercise Price - Strike Price:
قيمت توافق شده-قيمتی که برای انجام يک قرارداد اختيارمعامله بر روی آن توافق شده است.ممکن است اين قيمت با قيمت روز بازار در زمان تحقق معامله متفاوت باشد ولی اين مسئله اهميت ندارد و معامله با قيمت توافق شده صورت می گيرد


Exotic:
ارز نا متعارف-ارزی که در معاملات ارز کمتر خريد و فروش می شود.معامله چنين ارزهايی مقرون به صرفه نيست چون ما به التفاوت نرخ خريد و فروش آن زياد است


Expansion:
توسعه،رشد-به هر گونه رشد و توسعه در فعاليت های اقتصادی اطلاق می شود.مثلآدر دوران بهبودی که به دنبال رکود اقتصادی می آيد، اقتصاد رو به رشد و توسعه می گذارد


Expiration Date:
تاريخ انقضاء
الف- قرارداد اختيار معامله:آخرين روزی که پس از آن ديگر نميتوان معامله را انجام داد
ب-اوراق قرضه:تاريخ سررسيد اوراق قرضه


Expiration Month:
ماهی که در آن تاريخ قرارداد منقضی می شود


Expiry Date:
تاريخ انقضاء-آخرين روز برای محقق کردن قرارداد اختيار معامله-آخرين روزی که صاحب قرارداد اختيار معامله می توانداز حق خود برای خريد يا فروش دارايی پايه استفاده کند


Exponentially Weighted Moving Average - EMA:
ميانگين متغير نمايی- برخلاف ميانگين متغير ساده که تاکيد يکسانی بر همه اطلاعات داده شده دارد، تاکيد ميانگين متغير نمايی بيشتر بر روی اطلاعات اخير و جديد تر است


Exposure:
امکانات خطر و ريسک-در معاملات ارزی به سود و ضرر احتمالی ناشی از نوسانات نرخ ارز گفته می شود


face value:
ارزش اسمي،ارزش ظاهري-قيمتي است که براي اوراق بهادار تعيين گرديده و بر روي خود اوراق مندرج است


Factory Orders:
ميزان سفارشات کارخانه اي-شاخص اقتصادي نشان دهنده کل سفارشات کالاهاي بادوام و بي دوام. کالاهاي بي دوام عبارتند از خوراک،پوشاک،محصولات صنعتي سبک ومحصولاتي که براي تعمير و نگهداشت محصولات بادوام ضروري هستند


Fast Market:
بازار مالی باحجم معاملات بسيار بالا و نوسانات قيمت رو به افزايش


FDIC=Federal Deposit Insurance Corporation:
شرکت بيمه سپرده فدرال-از موسسات دولت امريکا که سپرده های موجود در بانک های بازرگانی امريکا را بيمه می کند.ميزان اين سپرده ها نبايد بيش از 100.000 دلار باشد


Fed - Federal Reserve:
بانک فدرال امريکا


Fed Fund Rate:
نرخ بهره وجوه فدرال- نرخ بهره وام های بين بانکی که با استفاده از وجوه فدرال داده می شوند.اين نرخ بهره بسيار مورد توجه و دقت کارشناسان اقتصادی است زيرانشان دهنده ديدگاه بانک فدرال درمورد عرضه پول است


Fed Funds:
وجوه فدرال-بانک های تجاری امريکااندوخته های اضافی خود رانزد بانک های فدرال محلی به امانت می سپارند و از اين منبع به ساير بانک هايی که نياز به پول دارند وام داده می شود.در دسترس بودن و نرخ بهره اين وامهادو شاخص مهمی هستند که برسياست گذاری بانک فدرال تاثير می گذارند.به همين جهت تحليل گران اقتصادی به منظور پيش بينی تغييرات بازارهای اعتباری به دقت آنهارا تحت نظر دارند


FEDAI:
اتحاديه دلالان ارز هند که اتحاديه همه معامله گران بازار ارز و سهام است.از وظايف اين سازمان وضع قوانين اساسي براي تعيين ميزان کميسيون و ساير هزينه ها و نيز وضع مقررات و قوانين مربوط به معاملات هر روزهء ارز در کشور هند است.38 ارز مختلف توسط اين اتحاديه براي انجام اين معاملات به رسميت شناخته شده است


Federal Deposit Insurance Corporation - FDIC:
شرکت بيمه سپرده فدرال-از موسسات دولت امريکا که سپرده های موجود در بانک های بازرگانی امريکا را بيمه می کند.ميزان اين سپرده ها نبايد بيش از 100.000 دلار باشد


Federal National Mortgage Association-Fannie Mae:
شرکت ملی فدرال وام رهنی- شرکتی خصوصی ولی تحت حمايت دولت که اجازه رسمی برای اعطاء وام مسکن و تضمين وامهای خود را دارد .شرايط وام های اين مؤسسه آسانتر از شرايط وام های دولتی است .دولت امريکا از اين موسسه هيچ نوع حمايت مالی نمی کند و اوراق بهادار منتشره آن هم هيچ گونه تضمين دولتی ندارند و فقط خود مؤسسه مذکور اين اوراق را تضمين می نمايد


Federal Open Market Committee:
کميته سياست گذاری بانک فدرال


Federal Open Market Committee =FOMC:
کميته سياست گذاری بانک فدرال-تعيين نرخ بهره بر عهده اين کميته دوازده نفره است


Federal Reserve - Fed:
بانک مرکزی امريکا


Federal Reserve Board:
هئيت مديره بانک ذخيره فدرال امريکا- اعضاء اين هئيت برای يک دوره 14 ساله توسط رئيس جمهور انتخاب می شوند ولی مدت خدمت رئيس هئيت چهار سال است و بعد از چهار سال مجددآ توسط رياست جمهوری انتخاب می گردد


Federal Reserve System:
نظام بانکی فدرال- سيستم بانک مرکزی ايالات متحده که متشکل از 12 بانک فدرال منطقه ای و يک بانک فدرال مرکزی است.کل کشور به 12 منطقه تقسيم شده که هر منطقه يک بانک فدرال دارد و اين دوازده بانک تحت پوشش و نظارت بانک فدرال فعاليت می کنند


Fedwire:
سيستم پرسرعت ارتباطی برای انتقال وجوه بين بانک های اندوخته فدرال امريکا و ساير بانک ها و موسسات مالی سپرده پذير.از اين سيستم برای انتقال سريع اندوخته های بانک های فدرال و تامين فوری اعتبار استفاده می شود


Fill:
پر کردن-روند تکميل دستور مشتری برای خريد يا فروش جفت ارزی

پر کردن-اجرای دستور مشتری،خريد يا فروش جفت ارزی،سهام يا اوراق بهادار


Fill or Kill:
دستور خريد يا فروش داده شده به کارگزار که يا بايد فورآ به طور کامل اجرا شود يا اگر چنين امکانی فراهم نيست به طور کامل لغو گردد


Fill Price:
قيمتی که در آن دستور خريد يا فروش اجرا ميشود


Final Goods:
کالاهای نهايی-کالاهايی که مورد مصرف قرار می گيرند و از آنهادر ساخت کالاهای ديگر استفاده نمی شود.برای مثال اتومبيل يک کالای نهايی است ولی تايراتومبيل يک کالای نهايی نيست


Finance:
تهيه کردن سرمايه،تأمين مالی کردن-فراهم آوردن وجوه از راه فروش سهام يا نشراوراق بهادار،دريافت وام و گرفتن اعتبار


Financial Asset:
دارايی مالی-دارايی های غيرفيزيکی مانند اوراق بهادار،موجودی بانکی و امثال ذلک


Financial Risk:
ريسک مالی-احتمال اينکه موسسه انتشار دهنده اوراق قرضه نتواند به تعهدات خود عمل کند يعنی نتواند سود يااصل پول خريدار اوراق مذکوررادر موعد مقرر بپردازد


Finantial Institution:
مؤسسه مالی-مؤسساتی که با استفاده از مشارکت عمومی تامين سرمايه میکند و سپس آن را در دارايی های مالی مانند اوراق قرضه،وام،...سرمايه گذاری می کند.سرمايه گذاری اين مؤسسات صرفآ در دارايی های مالی است نه در پروژه های فيزيکی


Finex:
فينکس-بازارمعامله ارز و اوراق بهادار خزانه با استفاده از معاملات آتی -فيوچرز-و قرارداد های اختيار معامله-آپشن-که سکوهای معاملاتی آن در نيويورک وشهر دوبلين ايرلند قرار دارد


Fiscal Policy:
سياست مالی-تصميمات اتخاذ شده توسط دولت در خصوص ماليات ها و مخارج دولت به منظور ايجاد ثبات اقتصادی در کشور


Fisher Effect:
تاثير فيشر-رابطه مستقيم بين تورم و نرخ بهره بدين صورت که افزايش تورم منجر به افزايش نرخ بهره خواهد شد


Fixed Interest Security:
اوراق قرضه دارای نرخ بهره مشخص-شما با خريد اوراق قرضه در واقع پول خود را به ناشر اوراق مذکور وام می دهيد و او در ازای اين کار علاوه بر اينکه اصل پول شما را در تاريخ توافق شده -تاريخ سررسيد- به شما برمی گرداند،تا فرارسيدن آن زمان بهره پول شما را نيز می پردازد


Fixed Exchange Rate:
نرخ ثابت ارز-نرخ رسمی معين شده توسط مقامات پولی يک کشورولی در عمل حتی نرخ های ثابت نيز مجازند که بین یک باند مشخص بالا و پایین روند


Flat/square:
پوزيشن خنثی-وقتی معاملات خريد و فروش يک معامله گر کاملآ با هم برابر باشند. در اين حالت فرد ديگر هيچ پوزيشن بازی ندارد.برای مثال اگر معامله گری يک معامله خريد 500 دلاری انجام دهد و سپس همان را به فروش رساند دارای پوزيشن خنثی خواهد شد


Floating Exchange Rate:
نرخ های شناور ارز-نرخ های ارز هنگامی که مقامات پولی يک کشور در بازار پولی دخالت نمی کنند ونرخ ارز برابری ثابت و نقطه مبادله طلا ندارد وتحت تاثير نيروهای عرضه و تقاضا تعيين می شود


Floor:
تالار بورس-بخشی از بازار بورس که معاملات در آنجا صورت می گيرد


FOMC:
Federal Open Market Committee

کميته سياست گذاری بانک فدرال-کميته ای با دوازده عضو که رياست آن با رئيس هيئت مديره بانک فدرال مرکزی است و هشت بار در سال تشکيل جلسه می دهد. وظيفه اين کميته تصميم گيری در مورد سياست پولی کشور و تعيين نرخ های بهره است. اعضاء اين کميته عبارتند ازرؤسای پنج بانک از دوازده بانک فدرال ايالتی به اضافۀ هفت تن از اعضاء هيئت مديره بانک فدرال مرکزی


FOMC Meeting Announcement:
بيانيۀ کميته سياست گذاری بانک فدرال-اعضاء اين کميتۀ 12 نفره که عبارتند از رؤسای پنج بانک فدرال ايالتی و هفت عضوهيئت مديرۀ بانک فدرال مرکزی در سال هشت بار تشکيل جلسه می دهند تاسياست پولی کشور را در ماه های آتی تعيين کنند.تغييرات حاصله در سياست های پولی بلا فاصله پس از اجلاس کميته مذکوربا انتشار بيانيه ای به اطلاع عموم می رسد


foreclose:
مصادره کردن-سلب اين حق از وام گيرنده که بتواند دارايی خود را از گرو رهن درآورد.اين کار توسط وام دهنده و با حکم دادگاه صورت می گيرد .پرداخت نکردن بدهی از طرف وام گيرنده از جمله علل شايع مصادره است


foreclosure:
مصادره-روندی قانونی که طی آن وام دهنده با استفاده از حکم دادگاه حق از گرو رهن درآوردن ملک و دارايی رااز وام گيرنده سلب می کند


Foreign Currency Effect:
تاثيرنرخ ارز -تاثير تغييرات نرخ ارز بر بازدهی سرمايه گذاری های خارجی


Foreign direct investment - FDI:
سرمايه گذاری مستقيم خارجی-سرمايه گذاری در اقتصاد ساير کشورها به منظور دستيابی به سودی پايدار


Foreign Exchange:
مبادلات ارزی
خريد يک ارز و فروش ارزی ديگر به طور همزمان


Foreign Exchange Centers:
مراکز تبادلات ارز خارجی، که لندن بزرگترین آنهاست و نیویورک، توکیو ،سنگاپور،زوریخ و هونگ کونگ نیز جرو مراکز مهم هستند


Foreign Exchange Market:
بازار تبادلات ارزی-بازار فارکس
بازاری بين المللی که در آن ارزهای گوناگون خريد و فروش می شوند. حجم معاملات انجام شده در اين بازار روزانه بالغ برحدود يک تريليون دلار است.بازارهای ارزی به صورت بازار نقد،سلف،بازار معاملات آتی و بازار اختيار معامله می باشد


Foreign Position:
معامله ارزی- معامله ای است که بر طبق آن يک طرف توافق می کند که به طرف ديگر مقدار معينی ارز را بفروشد يا از او مقدار معينی ارز را خريداری نمايد


Forex:
نشانه اختصاری است برای عبارت انگليسی زير به معنای تبادل ارز يا مبادله ارزی
foreign exchange


Forex Club:
باشگاه فارکس-گروه هايی که در مراکز عمده مالی تشکيل می شوند و هدفشان ايجاد ارتباطات اجتماعی و آموزشی بين معامله گران فارکس است


Forex Deal:
معامله فارکس-خريد يک ارز و فروش ارز ديگر که با هم جفت ارزی را تشکيل می دهند يا بالعکس فروش ارز اول و خريد ارز دوم


Forward:
پيش فروش،سلف
قراردادی که فروشنده را ملزم می سازد تا راس موعد مقرر،سهام، کالا،ارز،... را به خريدار بفروشد و خريدار را نيز ملزم به خريد آن مینمايد


Forward Contract:
قراردادسلف،قرارداد پيش فروش
قراردادی که به موجب آن فروشنده توافق می کند مقدار معينی کالا يا اوراق بهادار را با قيمت توافق شده به خريدار بفروشد و زمان تحويل مورد معامله زمان مشخصی در آينده است


Forward Cover Taking:
معاملات سلفی که به منظور ايمن بودن در مقابل تغييرات نرخ ارز انجام می گيرد


Forward Deal:
معامله سلف يا پيش فروش ارز
معامله خريد يا فروش ارزکه زمان تسويه آن در آينده است.در اين نوع معامله ميزان دارايی مورد معامله که بايد راس موعدی مقرر تحويل داده شود به همراه قيمت مورد توافق قيد می شود


Forward margins:
سود ناويژه پيش فروش-مابه التفاوت بين قيمت توافق شده در معامله پيش فروش و نرخ روز بازار.واحد شمارش آن نقطه يا درجه است


Forward Operations:
عمليات سلف يا پيش فروش- نوعی ازمعاملات تبادل ارز که در آن تاريخ سررسيدمعامله مطابق با عرف معمول بازار ،دو روز کاری پس از انجام معامله نيست بلکه تاريخ ديگری است که طرفين معامله با هم توافق کرده اند


Forward Outright:
تعهد خريد يا فروش يک ارز برای تحويل در زمان مشخصی در آينده.قيمت توافق شده عبارت است از نرخ روز بازار به اضافه يا منهای درجات پيش فروش


Forward Points:
درجات پيش فروش،واحد تعيين قيمت پيش فروش-مبلغی که که به نرخ روز بازار اضافه يا از آن کسر می شود تا نرخ پيش فروش برای يک معامله پيش فروش ارز معين گردد.اين ميزان بر اساس تفاوت نرخ بهره دو ارز موجود در جفت ارزی محاسبه می شود


Forward Price:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Forward Rate:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Forward Rates:
نرخ پيش فروش-برای تعيين نرخ پيش فروش، ابتدادرجات پيش فروش را محاسبه کرده و بعد آن را از نرخ روز بازار کم می کنيم يا بدان اضافه می کنيم.بر اساس اين نرخ می توان ارز را برای تحويل در زمان معينی در آينده خريد و فروش کرد


Free Reserves:
اندوخته های آزاد-اگر از اندوخته های مازاد يک بانک،مبالغی را که بانک از بانک اندوخته فدرال وام گرفته کسر کنيم اندوخته های آزاد بانک مزبور حاصل می شود


Front Office:
الف-در تجارت به دو بخش بازاريابی و فروش شرکت اطلاق می شود. به ساير بخش هايی هم که در تعامل مستقيم با مشتری هستند نيز ممکن است گفته شود

ب- به فعاليت هايی که يک معامله گر-تريدر- انجام می دهد و به طور کلی به فعاليت هايی که برای انجام معامله-تريد- بايد انجام گيرد اطلاق می شود


Fundamental Analysis:
تحليل فاندامنتال-تجزيه و تحليل اخبار و وقايع سياسی و اقتصادی با هدف پيش بينی تغييرات قيمت در بازار مالی


Fundamentals:
عوامل بنيادی،فاندامنتال ها-فاکتورها يی که به عنوان عوامل اصلی تعيين و شکل گيری ارزش نسبی ارزها پذيرفته شده اند.اين عوامل عبارتند از تورم،نرخ رشد،تراز تجاری،کسر بودجه دولت و نرخ های بهره


Futures:
معاملات آتی-معامله ای برای خريد يا فروش مقداری معين از یک دارایی در زمان مشخصی در آینده با قیمت مورد توافق که هنگام امضاء قرارداد تعیین می گردد.اگر قيمت مورد معامله در زمان سررسيد از قيمت مشخص شده بيشتر شده باشد،خريدار سود برده است وبالعکس

معاملات آتی و اختيار معامله-در معاملات آتی فردملزم است که معامله را انجام دهد ولی دراختيار معامله فرد در انجام يا عدم انجام قرارداد مختار است

معاملات آتی و سلف-تفاوت عمده آتی ها با معاملات سلف دراين است که معاملات آتی به طور معمول دربازار بورس صورت می گيرند در حالی که معاملات سلف در بازار فرابورسی انجام می شوند


Futures Exchange-Traded Contracts:
قرارداد معاملات آتی-قرارداد معتبر و محکمی که در بورس منعقد می شود واتاق تهاتر بورس آن را تضمين می کند و به موجب آن طرف قرارداد بايد در راس موعد مقرر مقدار استانداردی از يک دارايی رابه نرخ از پيش تعيين شده تحويل دهد يا تحويل بگيرد.علاوه بر اين در قرارداد آتی موقعیت باز معاملاتی افراد بطور روزانه پس از اختتام معاملات محاسبه می شود که به اين کار به روز رساندن حساب مشتری می گويند


FX:
مبادله ارز،معاملات ارز


FY:
Fiscal year
سال مالي


G10:
گروه ده- هفت کشور عمده صنعتی جهان يعنی امريکا، آلمان،ژاپن،فرانسه،انگليس،کانادا وايتاليا به اضافه هلند،سوئد و بلژيک که بر اساس برنامه سالانه ای تشکيل جلسه می دهند تا در مورد مسايل مالی بين المللی با يکديگر مشورت، مباحثه و همکاری نمايند.سوِئيس نيز گاهی اوقات در اين جلسات شرکت می کند


G5:
گروه پنج-گروهی متشکل از پنج کشور صنعتی دنیا که عبارتند از آمریکا ، ژاپن ، آلمان ، فرانسه و انگلستان


G7:
گروه هفت-هفت کشور عمده صنعتی جهان يعنی امريکا، آلمان،ژاپن،فرانسه،انگليس،کانادا وايتاليا


Gamma:
گاما-سرعت تغييرات دلتا در طول زمان يا در ازاء يک واحد تغيير قيمت دارايی پايه


Gap:
شکاف- ناهماهنگی ميان مبالغی که تاريخ وصول آنها فرا رسيده و ميزان وجوه نقد واصل شده .اين حالت می تواند برای يک بانک يا برای افراد معامله گر بوجود آيد


GCC=Gulf Cooperation Council:
شورای همکاری خليج فارس-شورايی متشکل از شش کشور عرب حوزه خليج فارس با هدف دفاع جمعی در برابر تجاوزات خارجی.عربستان سعودی،امارات متحده عربی،کويت،قطر،عمان و بحرين شش کشور عضو اين شورا هستند


GDP=Gross Domestic Product:
توليد ناخالص داخلی-ارزش کالاها و خدمات توليد شده در داخل کشور


German ZEW Indicator of Economic Sentiment:
شاخص ضريب اطمينان اقتصادی زد ايی دبليو که پيش بينی ميان مدتی از وضعيت اقتصادی آلمان فراهم می آورد.برای تهيه اين شاخص مرکز تحقيقات اقتصادی اروپا یا زد ايی دبليواز کارشناسان اقتصادی می خواهد تا برآوردی کيفی ازوضعيت تورم،نرخ های بهره،نرخ های ارز،و بازار سهام طی شش ماه آينده ارايه دهند


Gilt-edged Securities:
اوراق بهادار درجه يک،اوراق بهادار ممتاز،اوراق بهادار معتبر
سهام و اوراق بهاداری که دولت انگليس برای افزايش بودجه مالی خود آنها را منتشر و تضمين می کند.اين اوراق در بازار بورس لندن معامله می شوند.اين اوراق تقريبا بدون ريسک بوده و دارای بهره ثابتی می باشد.اين اوراق برحسب تاريخ سررسيدشان بر سه دسته اند: کوتاه مدت که حداکثر 5 ساله است،ميان مدت ، دراز مدت که 15 ساله يا بيشتر است


Gilts:
اوراق قرضه دولتی انگليس-اوراق قرضه فاقد ريسکی که دولت انگليس منتشر می کند که معادل همان اوراق بهادار خزانه داری امريکا می باشد


Globex:
سيستمی که رويترز برای عقد قراردادهای خارج از ساعت معاملات آتی و اختيار معامله در بازار بورس شيکاگو و مجمع بازرگانی شيکاگو تهيه نموده است


GNP Deflator:
ضريب تعديل توليد ناخالص ملی -عاملی که با استفاده از آن رقم توليد ناخالص ملی بدون در نظر گرفتن تورم محاسبه می شودومعمولآ به صورت درصد و بر اساس يک رقم ايندکسی بيان می شود


GNP Gap:
شکاف توليد ناخالص ملی-به ما به التفاوت ميان توليد ناخالص حقيقی موجود و توليد ناخالص حقيقی بالقوه گفته می شود. شکاف منفی به معنای وجود رشد اقتصادی افراطی و زيان آور يا به اصطلاح اقتصاد دو آتشه است


Going Long:
خريد سهام ، ارز ، کالا به منظور سرمایه گذاری يا بورس بازی


Going Short:
فروش دارايی يا ارزی که متعلق به فروشنده نيست


Gold Standard:
پايه طلا- نظام واحد پولی طلا

نظام پولی که بر طبق آن پول کاغذی بنا بر درخواست صاحب آن بايد به وسيله موسسه ناشر قابل تبديل به طلا باشد.در اين نظام ارزش کليه اشکال پول بر اساس برابری با طلا -به وزن و عيار معين-تعيين و حفظ می شود


Gold Tranche:
حصه طلا-هر يک از کشورهای عضو صندوق بين المللی پول برای عضويت در اين سازمان بايد مبلغی را به عنوان حق عضويت بپردازند.25درصد اين مبلغ بايد به صورت طلا و 75 درصد بقيه بايد پول رايج آن کشور باشد.به آن 25 درصد، حصه طلا گفته میشود.کشورهای عضو هرزمان با مشکلی مواجه شوند و نياز فوری به پول داشته باشند می توانند سريعآ از اين منبع برداشت کنند


Golden Cross:
صليب طلايی-برخورد دو ميانگين متغير متوالی هم جهت. پيدايش چنين برخوردی بدين معناست که حرکت ارز نيز در همان جهت خواهد بود


Good Till Cancelled Order - GTC:
دستوری برای انجام معامله خريد يا فروش که به قوت خود باقی است مگر اينکه لغو شود يا زمان سررسيد آن فرا رسد


Government Expenditures - Euro-zone:
هزينه های دولتی-منطقه يورو
بهای هزينه هايی که دولت های منطقه يورو دارند


Government Spending:
مخارج دولتی-هزينه هايی که دولت برای انجام خدمات عمومی می پردازد


grantor:
فروشنده قرارداد اختيار معامله


Greenery Day:
روز گياهان سبز-29 آپريل،از تعطيلات رسمي ژاپن،روز بزرگداشت علاقه وعشق امپراطور شوآ نسبت به طبيعت ودرختان فراوان گوناگوني که درطي سفرهايش در سراسر کشور غرس نمود.تا سال 1988 اين روز را به عنوان روز تولد امپراطور شوآ جشن مي گرفتند


Gross Domestic Product:
تولید نا خالص داخلی

ارزش کالاها و خدمات توليد شده در داخل يک کشور


Gross Fixed Capital Formation (GFCF) - Euro-zone:
توليد سرمايه ناخالص ثابت-ناحيه يورو

ميزان سرمايه گذاری کشورهای ناحيه يورودر کالاهای سرمايه ای مانند ماشين آلات،وسايل نقليه و ساختمانهايی از قبيل کارخانه و شرکت و غيره.افزايش اينگونه سرمايه گذاری ها به طور معمول باعث افزايش رشد توليد ناخالص داخلی و توان توليد می گردد.سرمايه گذاری در اين بخش ها نشانه ثبات اقتصادی کشورو آينده اقتصادی روشن و اميدوارکننده است


Gross National Product:
توليد ناخالص ملي--ارزش پولي کل کالاها و خدماتي که در يک کشور در طول يک سال توليد شده به اضافه درآمد حاصله از سرمايه گذاري هايي که در خارج از کشور صورت گرفته و نیز درآمد حاصل از کار در خارج از کشور--توليد ناخالص داخلي به اضافهءدرآمد حاصله از سرمايه گذاري هايي که در خارج از کشور صورت گرفته و نیز درآمد حاصل از کار در خارج از کشور


GTC - Good 'Til Cancelled Order:
دستور خرید یا فروش که تا زمانی که مشتری آنرا لغو کند و یا اجرا شود باقی می ماند


Hard Currency:
واحد پولي که در سراسر جهان به عنوان معياري براي پرداخت قيمت کالا و خدمات پذيرفته شده است و معمولا واحد پول يک کشور قوي صنعتي است.انتظار بر اين است که چنين واحد پولي در دوره هاي زماني کوتاه مدت داراي ثبات نسبی باشد و از شناوري بالايي در بازار فارکس برخوردار باشد


HBOS:
بانک هاليفاکس اسکاتلند


Hedge:
هج-معامله پوشش ريسک نوسانات قيمت

الف-کالايی که به طور سلف خريداری می شود احتمال دارد در آينده نوسان قيمت پيدا کند. قراردادهجينگ می تواند از ضرر و زيان های احتمالی جلوگيری کندو در واقع خريد يا فروش معامله گر را بيمه نمايد

ب- معامله ای برای به حداقل رساندن خطرات ناشی از نوسانات قيمت در بازار


Hedge Fund:
صندوق تامين سرمايه گذاري


Hedge Ratio:
نسبت هج-تعداد قراردادهای سلف يا قردادهای اختيار معامله ضروری برای به حداقل رساندن ريسک نوسانات قيمت يک معامله انجام شده در بازار نقدی


Hedged position:
دو معامله همزمان بر روی يک جفت ارزی که يکی از آنها معامله خريد جفت ارزی است و ديگری معامله فروش همان جفت ارزی


Hedging:
هجينگ-نوعی معامله که هدف از انجام آن کسب سود در بازار سرمايه نيست بلکه هدف صرفآ به حداقل رساندن ضررهای احتمالی ناشی از نوسانات قيمت است


Help Wanted Index:
شاخص آگهی های استخدام-شاخصی که نشان دهنده تعداد سطور اگهی های استخدام مندرج در 51 روزنامه مهم سراسر امريکا در عرض يک ماه است


HIA:
Housing Industry Association

اتحاديه صنعت خانه سازی استراليا


HICP:
Harmonized Index of Consumer Prices

شاخص تورم که بانک مرکزی اروپا از آن استفاده می کند
آمار کلی شاخص بهای مصرف کننده برای دوازده کشور عضو اتحاديه اروپا


high or low- Spike:
قيمتی بسيار بالاتر از بيشترين قيمت يا بسيار کمتر از پايين ترين قيمت .اين نقاط که در آن قيمت جفت ارزی به نحو چشمگيری کمتر/بيشتر از کمترين/بيشترين قيمت ثبت شده می باشد میتوانند نشان دهنده يک سطح برگشت بالقوه در روند ارز مذکورباشند


High/Low:
بالاترين و پايين ترين قيمت يک جفت ارزی در يک روز تجاری


Hit the bid:
وقتی که گرداننده مزايده/مناقصه، خريد/فروش به قيمت پيشنهادی خريد/فروش را از سوی مشتری بپذيرد


Household Consumption - Euro-zone:
مصرف خانوار-ميانگين هزينه ای که خانوار برای کالا و خدمات می پردازد


Housing Equity Withdrawal-HEW:
وام های اخذ شده با وثيقه ملکی که در بازار مسکن سرمايه گذاری نمی شود يعنی صرف خريد مسکن يا بازسازی و تعمير آن نمی شود.بنا براين اين نوع وام نشان دهنده سرمايه اضافه ای است که برای سرمايه گذاری مجدد در بازار مالی يا برای مصارف ديگر مانند خريد اتومبيل،رفتن به تعطيلات و غيره صرف می گردد


Housing Starts:
شروع ساخت مسکن- از شاخص های مهم اقتصادی که نشان دهنده تعداد پروژه های ساخت مسکن در يک فاصله زمانی معين است.اين فاصله زمانی معمولا يک ماهه است


HPI:
House Price Index
شاخص بهای مسکن


Hyperinflation:
تورم حاد- دورانی از تورم شديد که درآن پول يک کشور تقريبآ بی ارزش می شود


IBD/TIPP Economic Optimism Index:
شاخص پيش بينی اقتصادی تی آی پی پی/آی بی دی -پيش بينی تغييرات ماهانه ضريب اطمينان نظر خواهی های اقتصادی مشهوری که توسط سازمان جهاني مديران تجاري و دانشگاه ميشيگان برگزار می شود.اين شاخص بر اساس نظر خواهی از بيش از 1000فرد بزرگسال که به طور اتفاقی از سراسر کشور گزينش شده اند تهيه می شود.نظر خواهی مذکور معمولا در هفته اول هر ماه برگزار می شود و در آن به سه سؤال ذيل پاسخ داده می شود
الف-به نظر شما در 6 ماه آينده شرايط اقتصادی کشورچگونه خواهد بود: بهتر خواهد شد، بدتر خواهد شد،تغييری نخواهد کرد
ب-به نظر شمادر 6 ماه آينده وضعيت مالی شما چگونه خواهد بود: بهتر خواهد شد،بدتر خواهد شد،تغييری نخواهد کرد
ج-ميزان رضايت شما از سياست های اقتصادی کنونی دولت فدرال که هدفش حفظ اقتصاد در مسير صحيح است چه اندازه است:بسیار راضی،تا حدی راضی،نه چندان راضی،ناراضی


ICCH=International Commodities Clearing House Limited:
اتاق پاياپای بين المللی کالاهای اساسی-اتاق پاياپای مستقر در لندن که در سطح جهانی عمل می کند و تعداد زيادی از بازارهای معاملات آتی-فيوچرز-از خدمات آن استفاده می کنند


ICSC:
International Council of Shopping Centers

شوراي بين المللي مراکز خريد


ICSC-UBS Store Sales:
شاخص اقتصادی شورای بين المللی مراکز خريد- شاخصی که هر هفته توسط شورای بين المللی مراکز خريد منتشر می شود و ميزان فروش کالاها را در فروشگاه های عمده زنجيره ای نشان می دهد.اين ميزان فروش تقريبا ده درصد کل خرده فروشی امريکا را تشکيل می دهد


IEA:
international Energy Agency
آژانس بين المللی انرژی


IFEMA:
توافق تبادلات ارز جهاني


IFO:
موسسه تحقيقات اقتصادی دانشگاه مونيخ


ILO:
سازمان بين المللي کار


IMF:
صندوق بين المللي پول-اين صندوق به منظور تامين نقدينگي هاي کوناه مدت و ميان مدت و حمايت از آزادسازي نرخ هاي ارز در 1946 تاسيس گرديد.صندوق بين المللي پول باإعطاء وام هاي لازمه به اعضاء خود کمک ميکند تامشکلات مربوط به تراز پرداخت ها را پشت سر بگذارد


IMM=International Monetary Market:
بازار پولی بين المللی-بخشی از بازار بورس شيکاگو که بزرگترين بازار بورس معاملات آتی امريکا و دومين بازار بزرگ بورس معاملات آتی-فيوچرز- وقراردادهای اختيار معامله برای معاملات آتی در دنيا است


Implied Rates:
نرخ بهره ضمنی-مابه التفاوت بين نرخ بهره قرارداد سلف و قرارداد تحويل فوری


In-the-Money:
سودآور بودن قرارداداختيارمعامله-زمانی يک معامله اختيار خريد سودآور است که بهای دارايی پايه از قيمت توافق شده بيشتر باشد.يک قرارداد اختيار فروش نيز زمانی سودآور است که قيمت دارايی پايه کمتر از قيمت توافق شده باشد


Inconvertible Currency:
ارز غيرقابل تسعير- ارزی که نمی توان آن را با ساير ارزها مبادله کرد.علت اين امر يا ممنوعيت ناشی از مقررات تبادل ارز است يا اينکه نوسانات ارز مذکور آنقدر شديد است که از لحاظ تجاری فاقدامنيت لازم است


Index Linking:
تعديل دستمزد ها و حقوق بايک شاخص قيمت مانند شاخص بهای مصرف کننده و امثال آن


Index of Consumer Confidence:
شاخص ضريب اطمينان مصرف کننده


Indicative Quote:
مظنه- مظنه غير قطعی قيمت که بازارساز در اختيار معامله گر بازار فارکس قرار می دهد


Indirect quote:
reciprocal currency رجوع شود به


Industrial New Orders:
سفارشات جديد صنعتی-ارزش قراردادهای جديد برای خريد کالاهای کارخانجات توليدی.افزايش ميزان آن نشان دهنده افزايش توليد و بالا رفتن توليد ناخالص داخلی است


Industrial Production:
توليد صنعتی-ميزان توليد کارخانجات،معادن و صنايع همگانی کشورمانند برق و تلفن وغيره درهر ماه


Industrial Production Index-IPI:
شاخص توليد صنعتی-شاخص اقتصادی که توليدات بخش های مختلف صنعتی مانند بخش معدن،بخش توليدات کارخانه ای و بخش خدمات عمومی-آب،برق،تلفن-را نشان می دهد


Inflation:
تورّم-وضعيت اقتصادي که در آن باافزايش قيمت کالاهاي مصرفي ،قدرت خريد کاهش مي يابد


Info Quote:
نرخي که تنها جهت اطلاع داده مي شود


Initial Margin:
سپرده اوليه-سپرده ای که معامله گر پيش از شروع به کار و انجام معامله بايد به کارگزار بپردازد


Initial Margin Requirement:
حداقل نقدينگي لازم براي خريد نسيه يک سهم -کمترين مقدار از يک سهم که خريدار بايد قيمت آن را نقدا بپردازد


Instruction:
دستورالعمل-شرايط بانک برای پرداخت وجوه در زمان سررسيد و تسويه آنها


Inter-dealer Broker:
کارگزار ميانجی-گاهی اوقات بازارسازان مايل نيستند هويتشان برای ساير بازسازان مشخص شود.در چنين مواقعی کارگزارميانجی نقش واسطه بين بازارسازان را ايفاء می کند


Interbank Rates:
نرخهای بین بانکی
نرخهای تبادل ارز که در بازار بین بانکی اعلام می شود . معامله آ نلاین فارکس امکان دستیابی به این نرخها را برای همه فراهم کرده است


Interest Rate Futures:
معاملات آتی نرخ بهره- به آن دسته از قرار دادهای آتی اطلاق می گردد که دارايی پايه آنها دارای بهره است مانند معاملات آتی اوراق قرضه خزانه داری.قيمت گذاری بازار اين نوع معاملات بر عهده بانک تسويه های بين المللی است


Interest Rate Risk:
احتمال ضرر ناشي از تغييرات نرخ بهره بانکي


Intermarket Analysis:
تحليل بين بازاری-تحليلی ازيک دارايی پايه بر اساس بررسی بازارهای مختلف که عبارتند ازچهار بازار ارز،کالاهای اساسی،سهام و اوراق قرضه.تحليل بين بازاری بر اين اصل مبتنی است که اين چهار بازار با يکديگر در ارتباط متقابل هستند يعنی بر يکديگر تاثير می گذارند و از يکديگر متاثر می شوند


International Capital flows= TIC flows:
جريان سرمايه بين المللی خزانه داری-ميزان ورود سهام ،اوراق قرضه و سرمايه های بازارهای مالی به سيستم اقتصادی امريکا و خروج مقوله های مذکور از اين سيستم، به عبارت ديگربه مابه التفاوت بين خريد اوراق بهادار ساير کشورها توسط امريکا و فروش اوراق بهادار امريکا به ساير کشورها گفته می شودو رقم مثبت نشانه اين است که ميزان سرمايه وارد شده به امريکا بيش از سرمايه خارج شده است


International Merchandise Trade-Canada:
دادوستد تجاری بين المللی
مابه التفاوت بين صادرات و واردات . از اين لحاظ با تراز تجاری متفاوت است که شامل خدمات نمی شود و صرفا کالاها را منظور می دارد


International Securities Dealers Association - ISDA:
انجمن بين المللی معامله گران اوراق بهادار - سازمانی که به منظور ايجاد نظم و قانون در بازارهای بين بانکی توسط بانک های تبادل ارز ايجاد گرديد


International Swaps and Derivatives Association- ISDA:
انجمن بين المللی معاملات اوراق مشتقه-سازمانی که شرايط و مقررات معاملات اوراق مشتقه را وضع می کند


Intervention:
دخالت-وارد شدن بانک مرکزی در بازار ارز به منظور تاثير گذاشتن بر ارزش واحد پول کشور


Intra-Day limit:
حد روزانه-کمترين و بيشترين مقاديرمجاز برای پوزيشن های روزانه يک معامله گر


Intra-Day Position:
پوزيشن های روزانه-پوزيشن های باز يک معامله گر در يک روز کاری


Intraday:
يک روزه-در طی يک روز تجاری


Intrinsic Value:
ارزش ذاتی-مقدار سود يک معامله اختيار خريد يا فروش.اين مقدار حاصل تفاوت ميان قيمت توافق شده و قيمت دارايی پايه است


Inverted Market:
بازار معکوس- بازار معاملات آتی که در آن قيمت قراردادهای کوتاه مدت که تاريخ سررسيد آنها نزديک است بيش از قرارداد های طولانی مدت است.اين ويژگی بازاری است که با محدوديت عرضه مواجه است در حاليکه بازار يعنی محل عرضه وشايد به دليل وجود همين تناقض به آن بازار معکوس اطلاق می شود


Investment Lending:
وام های سرمايه گذاری-ارزش وام های اعطايی به افراد و شرکت ها به منظور سرمايه گذاری که افزايش آن نشانه رشد اقتصادی و ضريب اطمينان بالای مصرف و تجارت است


Invisibles:
صادرات و واردات خدمات ،خدمات صادر شده يا وارد شده


IOM:
Index and Options Market بازار شاخص و اختيار معامله-بخشی از بازار بورس شيکاگو


IPI:
Industrial Production Index

شاخص توليد صنعتی-شاخص اقتصادی که توليدات بخش های مختلف صنعتی مانند بخش معدن،بخش توليدات کارخانه ای و بخش خدمات عمومی-آب،برق،تلفن-را نشان می دهد


IPO:
initial public offering

عرضه اوليه سهام شرکت-اولين باری که يک شرکت سهام خود را در معرض خريد عمومی می گذارد؛اولين عرضه عمومی سهام يک شرکت


ISDA - International Securities Dealers Association:
انجمن بين المللی معامله گران اوراق بهادار - سازمانی که به منظور ايجاد نظم و قانون در بازارهای بين بانکی توسط بانک های تبادل ارز ايجاد گرديد


ISM:
Institute for Supply Management

موسسه مديريت عرضه


ISM Manufacturing:
شاخص توليد مؤسسه مديريت عرضه-اين شاخص با نظرسنجی از مديران اجرايی در خصوص آينده توليد،سفارشات جديد،کالاهای فروش نرفته،استخدام وسفارشات ارسال شده،وضعيت آينده صنعت امريکا را ارزيابی می کند


ISM Non-Manufacturing - United States:
شاخص اقتصادی مؤسسه مديريت عرضه در بخش غير توليد کارخانه ای

شاخصی که شرايط تجاری را در بخشهای ديگر اقتصاد به جز بخش توليد کارخانه ای بااستفاده ازروند اشتغال،قيمت ها وسفارشات جديد مشخص میکند


ISO:
سازمان جهانی استاندارد


ISTAT:
Italian National Statistics Institute
موسسه ملی آمار ايتاليا


Ivey Purchasing Managers Index (PMI) - Canada:
شاخص مديران خريد آی وی-شاخصی که تغيير میزان خريد مديران اجرايی شرکت های کانادا را به طور ماهانه نشان میدهد


Jawbone:
اظهارات و بيانيه هايي که سياستمداران و مراجع پولي اعلام ميدارند تا بر تصميمات بخش هاي اتحاديه اصناف،مصرف کننده وتجارت تاثير بگذارند.اين اظهارات غالبا همراه با پيش بيني مي باشند


Job-to-applicant ratio:
تعداد مشاغل موجود برای جويندگان کار


Jobber:
تريدري که در هر تريد به دنبال سودهاي کوتاه مدت است وبه ندرت اتفاق ميافتد که پوزيشني رابيش از يک روز نگاه دارد


Jobless Claims Change:
مدعيان بيکاری-تعداد افرادی که حق بيکاری می گيرند ولی فعالانه در جستجوی کارند.اين شاخص به همراه شاخص «نرخ مدعيان بيکاری» که همزمان منتشر می شوند برای سنجش وضعيت و سلامت بازار نيروی کار انگليس بکار می روند. «نرخ مدعيان بيکاری» برحسب درصد بيان می شود ولی اين شاخص يک عدد حقيقی است


Jurisdiction Risk:
ريسک حوزه قضايی:الف-ريسک وامی که در حوزه قضايی کشور ديگری اخذ شود.ب-ريسک سرمايه گذاری در کشوری ديگر .با اين کار سرمايه گذاری انجام شده تحت قوانين حوزه قضايی و اختيارات قانونی کشور خارجی مزبور قرار می گيرد


Juristiction:
حوزه قضايی


Key currency:
ارز اندوخته،پول اندوخته- کشورها ذخيره پول و طلای خود رابه صورت يکی از ارزهای معتبر مانند دلار،يورو،ين،... يا حق برداشت مخصوص صندوق بين المللی پول نگهداری می کنند و از اين ذخيره پولی برای انجام معاملات بين المللی وپرداخت ساير تعهدات خود استفاده می کنند


Kiwi:
اصطلاحاً به دلار استراليا اطلاق ميشود


Labor Cash Earnings - Japan:
ژاپن-ميانگين درآمد شاغلين قبل از پرداخت ماليات که اضافه کار و پاداش را نيز شامل می شود-اين شاخص به خوبی نشان دهنده قدرت خريد مصرف کننده داخلی است که خود از جمله نيروهای موثر در رشد اقتصادی است.از آنجاکه رشد دستمزد ها باعث رشد مصرف ميشود،افزايش اين شاخص منجر به افزايش نرخ تورم می شود


Labour Productivity - Canada:
بهره وری نيروی کار-ازتقسيم توليد ناخالص داخلی بر ساعات کار انجام شده به دست می آيد.وجود تکنولوژی بهتر و کارگران باسواد و دارای تحصيلات باعث گرديده تا ميزان اين بهره وری افزايش يابد.رشد بهره وری نيروی کار نشانه سلامت اقتصادی است زيرا افزايش توليد را امکان پذير می سازد


Large Company:
شرکت بزرگ-در بخش توليد کارخانه ای به شرکت هايی اطلاق می شود که تعداد کارکنان آن پنجاه نفر يا بيشتر باشد و در بخش های ديگر(غير توليدی)به همه شرکت هايی که تعداد کل کارکنانش پانزده نفر يا بيشتر باشد


Large Retailers' Sales:
ميزان خرده فروشی در مقياس وسيع

فروش ماهانه فروشگاه های بزرگ زنجيره ای و سوپرمارکت ها


Last Trading Day:
روزي که در آن قرارداد بخاطر تاریخ انقضايش بسته مي شود


Layoff:
اخراج-اخراج کارکنان توسط کارفرما نه به علت بی کفايتی آنها بلکه به دليل مشکلات مالی که شرکت با آنها روبروست


lb:
نشانۀ اختصاری برای پوند-پوند واحد وزن در کشورهای انگليسی زبان معادل 16 اونس و 453 گرم


LDC:
سرواژه برای عبارت
Less Developed Countries
به معنای کشورهای کمتر توسعه يافته


Lead:
تسويه زود هنگام-پرداخت مبلغ يک قرارداد مالی قبل از موعد سررسيد


Leading Indicator Index:
شاخص نماگر پيشرو-شاخصی مبتنی بر چندين شاخص اقتصادی ديگر که مقدم بر ساير بخش های اقتصاد هستندو با کمک آن می توان وضعيت اقتصادی را پيش بينی نمود


Leading Indicators:
شاخص های پيشرو-آمار و ارقامی جهت پيش بينی فعاليت آينده اقتصادی


Leads and Lags:
پرداخت سريع -دريافت با تعويق

تاثير کاهش ارزش پول بر پرداخت های مربوط به تجارت خارجی که در اين حالت وارد کنندگان پرداخت بهای کالاهای وارد شده را سرعت می بخشند و صادر کنندگان بالعکس دريافت بهای کالاهای صادر شده را به تعويق می اندازند


Left-hand Side:
انجام معامله فروش ؛انتخاب نرخ سمت چپ- انتخاب نرخ سمت چپ در يک نرخ ارز توامان به معنای معامله فروش ارز است زيرادر يک نرخ گذاری توامان، عدد سمت چپ همواره نرخ فروش و عدد سمت راست نرخ خريد را نشان می دهد


Letter of Credit:
اعتبار اسنادی