اخبار هفته لغتنامه فارکس تقويم وقايع صفحه اصلی
 



 

 



Forex Glossary:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z ALL

Labor Cash Earnings - Japan:
ژاپن-ميانگين درآمد شاغلين قبل از پرداخت ماليات که اضافه کار و پاداش را نيز شامل می شود-اين شاخص به خوبی نشان دهنده قدرت خريد مصرف کننده داخلی است که خود از جمله نيروهای موثر در رشد اقتصادی است.از آنجاکه رشد دستمزد ها باعث رشد مصرف ميشود،افزايش اين شاخص منجر به افزايش نرخ تورم می شود


Labour Productivity - Canada:
بهره وری نيروی کار-ازتقسيم توليد ناخالص داخلی بر ساعات کار انجام شده به دست می آيد.وجود تکنولوژی بهتر و کارگران باسواد و دارای تحصيلات باعث گرديده تا ميزان اين بهره وری افزايش يابد.رشد بهره وری نيروی کار نشانه سلامت اقتصادی است زيرا افزايش توليد را امکان پذير می سازد


Large Company:
شرکت بزرگ-در بخش توليد کارخانه ای به شرکت هايی اطلاق می شود که تعداد کارکنان آن پنجاه نفر يا بيشتر باشد و در بخش های ديگر(غير توليدی)به همه شرکت هايی که تعداد کل کارکنانش پانزده نفر يا بيشتر باشد


Large Retailers' Sales:
ميزان خرده فروشی در مقياس وسيع

فروش ماهانه فروشگاه های بزرگ زنجيره ای و سوپرمارکت ها


Last Trading Day:
روزي که در آن قرارداد بخاطر تاریخ انقضايش بسته مي شود


Layoff:
اخراج-اخراج کارکنان توسط کارفرما نه به علت بی کفايتی آنها بلکه به دليل مشکلات مالی که شرکت با آنها روبروست


lb:
نشانۀ اختصاری برای پوند-پوند واحد وزن در کشورهای انگليسی زبان معادل 16 اونس و 453 گرم


LDC:
سرواژه برای عبارت
Less Developed Countries
به معنای کشورهای کمتر توسعه يافته


Lead:
تسويه زود هنگام-پرداخت مبلغ يک قرارداد مالی قبل از موعد سررسيد


Leading Indicator Index:
شاخص نماگر پيشرو-شاخصی مبتنی بر چندين شاخص اقتصادی ديگر که مقدم بر ساير بخش های اقتصاد هستندو با کمک آن می توان وضعيت اقتصادی را پيش بينی نمود


Leading Indicators:
شاخص های پيشرو-آمار و ارقامی جهت پيش بينی فعاليت آينده اقتصادی


Leads and Lags:
پرداخت سريع -دريافت با تعويق

تاثير کاهش ارزش پول بر پرداخت های مربوط به تجارت خارجی که در اين حالت وارد کنندگان پرداخت بهای کالاهای وارد شده را سرعت می بخشند و صادر کنندگان بالعکس دريافت بهای کالاهای صادر شده را به تعويق می اندازند


Left-hand Side:
انجام معامله فروش ؛انتخاب نرخ سمت چپ- انتخاب نرخ سمت چپ در يک نرخ ارز توامان به معنای معامله فروش ارز است زيرادر يک نرخ گذاری توامان، عدد سمت چپ همواره نرخ فروش و عدد سمت راست نرخ خريد را نشان می دهد


Letter of Credit:
اعتبار اسنادی-نامه ای از طرف بانک که برطبق آن، بانک ضمانت می کند پولی که خريدار بايد به فروشنده بپردازد به طور کامل و در موعد مقرر به فروشنده پرداخت شود و در صورتی که خريداراز عهده پرداخت برنيايد بانک بقيه يا تمام پول را پرداخت خواهد نمود

معمولآاز اعتبارات اسنادی در معاملات بين المللی استفاده می شودو به علت وجودشرايط خاصی مانند دوری مسافت،متفاوت بودن قوانين کشورهاو عدم وجودآشنايی شخصی بين طرفين معامله،اعتبار اسنادی به صورت يکی از جنبه های بسيار مهم تجارت بين المللی درآمده است.در اعتبار اسنادی بانک به نمايندگی از طرف خريدار(دارنده و صاحب اعتبار اسنادی) نيز وارد عمل شده وتا زمانی که فروشنده با ارائه مدارک ارسال جنس را برای بانک محرز نکند پولی به او پرداخت نخواهد شد


Leverage:
لورج در لغت به معنی "اهرم" است يعنی ابزاری که نيروی اندک شما را چندين برابر می کند تا بدانوسيله بتوانيد بارهای سنگين را جابجا کنيد.در بازار فارکس نيز لورج تسهيلاتی است که بروکر يا کارگزار در اختيار معامله گر قرار می دهد تا بتواند سرمايه ای را که به وديعه گذاشته چندين برابر کند و معاملات بزرگتری انجام دهد به طور مثال شما دارای سرمايه ای معادل 1000$ هستيد با حساب لوريج 1:100 بروکر به شما توان خريد 100000$ را می دهد.


Liability:
بدهی ها-بدهی ها و تعهدات قانونی يک شرکت که در طول دوران فعاليت تجاری حاصل می شود.اين بدهی ها و تعهدات با گذشت زمان و انتقال منافع اقتصادی به طرف مقابل تسويه می شوند.منافع اقتصادی ذکر شده می تواند پول، کالا يا خدمات باشد


LIBOR:
London Interbank Offered Rate
نرخ بهره بين بانکی لندن
الف-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن يعنی وقتی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد
ب-نرخ بهره کوتاه مدت در سطح بين المللی.بزرگترين موسسات مالی جهانی با اين نرخ بهره وام دريافت می دارند.کشورهايی که وابسته به ليبور هستند عبارتند از امريکا،کانادا،سوئيس و البته انگليس


LIBOR - London Inter Bank Offer Rate:
نرخ بهره بين بانکی-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن زمانی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد


Life of Contract:
مدت اعتبار قرارداد-مدت زمان بين شروع قرارداد و تاريخ انقضاء آن


LIFFE:
مبادلات مالي بين المللي اوراق بهادار لندن


Limit:
حد-کمترين يا بيشترين مقدار


Limit Down:
حداکثر کاهش قيمت مجاز برای يک قرارداد آتی-فيوچرز -در يک روز تجاری


Limit Move:
حد نوسان-بيشترين تغيير قيمت مجاز برای يک معامله آتی در يک روز تجاری. اين ميزان را بورس تعيين می کند وبه آن حداکثر نوسان قيمت نيز گفته می شود


Limit Order:
دستور حد -اگر مايل نباشيد سهامی را بيشتر از قيمت مورد نظر خودتان بخريد يا دوست نداشته باشيد آن را کمتر از ميزان مورد نظر خود بفروشيد بايد برای معامله خريد يا فروش خود حدودی را تعيين کنيد و به کارگزار خوددستور دهيد که تنها در صورتی مبادرت به انجام معامله نمايد که قيمت بازار به قيمت تعيين شده از طرف شما برسد.به اين نوع دستورات خريد يا فروش دستورات حد معامله گويند


Limit Up:
بيشترين افزايش قيمت مجاز برای يک قرارداد آتی-فيوچرز- در يک روز تجاری


Limited Convertibility:
قابليت تسعير محدود-قابليت تسعير يعنی آزادی خريد و فروش ارز در کشورها.قابليت تسعير محدود به زمانی اطلاق می شود که افراد مقيم يک کشور از خريد ارزهای ديگر ممنوع باشند ولی افراد غير مقيم بتوانند آزادانه ارز آن کشوررا خريد و فروش نمايند و مؤسسات سرمايه گذاری خارجی نيز آزادی خريد و فروش سهام را در بازار بورس آن کشور داشته باشند


line of credit:
تسهيلات اعتباری،حدو ميزان اعتبار

توافقی ميان بانک و مشتری که در صورت نياز تا ميزان معينی وام در اختيار مشتری گذاشته شود

حداکثر مبلغی که بانک حاضر است درمدت معين در اختيار مشتری بگذارد


Liquid and Illiquid Markets:
نقد شوندگی بازار-قابليت و توانايی بازار برای خريد و فروش راحت و فراوان بدون تاثيرگذاری بر ثبات قيمت
بازار های غير نقدشونده خريداران و فروشندگان کمتری دارد به همين جهت تفاوت قيمت ها/سپردها زياد تر است و احتمال ضرر برای معاملات کوتاه مدت بيشتر می باشد


Liquidity:
فراوانی و روانی داد و ستد-نقد شوندگی

الف-نقد شوندگی يا تسويه پذيری بازار: آمادگی و تمايل گردانندگان بازار برای انجام خريد و فروش در هر سطحی از قيمت
بازار نقد شونده بازاری است که ميزان معاملات آن زياد باشد و همه جور معامله گری از جمله معامله گران پوشش دهنده ريسک،دولت ها،شرکت های بزرگ و سوداگران ريسک پذير در آن حضور داشته باشند


ب- نقد شوندگی دارايی:قابليت يک دارايی برای تبديل به پول نقد را گويند.سهام عالی-بلو چيپز- ازجمله دارايیهايی است که نقدشوندگی انها بالاست


Liquidity Risk:
ريسک تسويه پذيری،ريسک نقدشوندگی=وقتی يک سرمايه گذاری فاقد قابليت عرضه در بازار باشد و نتوان برای جلوگيری يا به حداقل رساندن ضرر،آن را به سرعت خريداری کرد يا به فروش رساند


Local:
به معامله گر اوراق بهاداري اطلاق ميشود که معمولا با سرمايه خودش ،معاملات ارزي و سهامي را انجام مي دهد


Locked Market:
بازار قفل شده-بازاري که در آن قيمت فروش با قيمت خريد برابر باشد


London Inter Bank Offer Rate (LIBOR):
نرخ بهره بين بانکی لندن-نرخ بهره برای اعطای وام دربازار بين بانکی لندن زمانی که بانکی بخواهد از بانک ديگری وام بگيرد


Long:
به پوزيشني گفته مي شود که در آن يک جفت ارزي خريداري گردد؛در چنين پوزيشني به ارز پايه نيز اطلاق مي گردد.به عبارت ديگر اين اصطلاح به معناي خريد ارز پايه است


Long - Position:
پوزيشن خريد
پوزيشنی که در آن خريد به اين اميد صورت مي گيرد که قيمت افزايش يابد و با فروش مجدد ،سود حاصل شود


Long Hedge:
خريد يک قرارداد آتی يا خريديک قرارداد اختيارخريد به منظور جبران خسارت احتمالی ناشی ازمعامله فروشی که انجام شده است. افزايش قيمت کالا،ارز و اوراق بهادار فروخته شده عامل اصلی خسارت مذکور است


Long/Short:
خريد/فروش جفت ارزی
وقتی معامله گری جفت ارزی را می خرد دارای «پوزيشن لانگ» است و وقتی جفت ارزی را می فروشد دارای «پوزيشن شورت» است.
مثال
وقتی معامله گری جفت ارزی يورو/يو إس دی را می خرد در اصطلاح دارد يورو را لانگ و يو إس دی را شورت می کند. حال اگر برعکس تصميم بگيرد که جفت ارزی يورو/يو إس دی را بفروشد اصطلاحآ دارد يورو را شورت و يو إس دی را لانگ می کند


Lot:
لات واحد خريد و فروش جفت ارزی است و 1 لات معادل 100,000 دلار است


LSE:
بازارتبادلات سهام لندن


 

  اقتصادی

  علمی

  اجتماعی

  فرهنگی

  سياسی

  ورزشی

 

 
2010-09-08 07:17:59
Free counter and web stats