اخبار هفته لغتنامه فارکس تقويم وقايع صفحه اصلی
 



 

 



Forex Glossary:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z ALL

Package Deal:
معامله يک جا،قرارداد کلی

دستوری برای انجام تعدادی معامله به طور همزمان به طوری که اگر يکی از آنها انجام نشود ،ساير معاملات هم صورت نپذيرد

معامله گری که مايل است يک استراتژی خريد-فروش همزمان راانجام دهد با استفاده از اين روش کاملآ مطمئن است که اگر يکی ازاين دو معامله به هر دليلی امکان پذير نباشد،معامله ديگر هم انجام نخواهد شد


Par:
الف-ارزش اسمي اوراق بهادار و اسناد مالي

ب-قيمت رسمي يک ارز


Parities:
برابری-ارزش یک ارز بر حسب ارزی ديگر


Parity:
برابری-نرخ های رسمی ارز بر حسب واحد پول قراردادی إس دی آر يا بر حسب ارز ديگری که به عنوان استاندارد نرخ گذاری پذيرفته شده است.بسياری از ارزها برحسب دلار نرخ گذاری شده اند


Participation Rate:
ميزان مشارکت-بخش فعال و شرکت کننده در نيروي کار يک اقتصاد

ميزان مشارکت در تعيين تعداد نفوس مشغول به کار،مايل به کار و افرادي که فعالانه در جستجوي کار هستند،اهميت بسزائي دارد.کساني که هيچ تمايلي به کار کردن ندارند جزئي از ميزان مشارکت به حساب نمي آيند


payroll:
الف-کل مبلغی که به کارکنان يک شرکت در فواصل زمانی معين پرداخت می شود

ب-فهرست اسامی کارکنان به همراه اطلاعات مربوط به حقوق ماهانه،دستمزد،پاداش وپرداختي خالص پس از کسر وجوهات مقرره کارکنان مزبور


Pegging:
تثبيت قيمت اوراق بهادار و ارز-روشي است براي با ثبات کردن پول که در آن يک کشوربا ثابت نگه داشتن نرخ تبديل ارز بين واحد پول خود و واحد پول کشوري ديگرسعي ميکند به اين هدف دست يابد


Pending Home Sales Index:
شاخص فروش خانه به صورت قولنامه-اين شاخص در مورد خانه های چند سال ساخت است نه خانه های نوساز.معامله چهار تا شش هفته پس از قرارداد قولنامه، انجام می پذيرد


Pending Order:
دستور مشروط
دستور انجام معامله در صورتی که قيمت بازار به آن حدی برسد که معامله گر تعيين کرده است.چهار نوع دستور مشروط وجود دارد که عبارتند از
-Buy Stop
-Sell Stop
-Buy Limit
-Sell Limit


Performance:
عملکرد،کارکرد،بازده-نتايج فعاليت های يک سازمان يا يک سرمايه گذاری در مدت زمانی معين


Permitted Currency:
ارز مجاز-ارزی که براحتی قابل تسعير باشد به عبارت ديگر ارزی که قوانين و مقررات کشور مربوطه امکان تبديل آن را به ديگر ارزهای عمده جهان فراهم می آورد.چنين ارزی می تواند در يک بازار ارزی فعال و تسويه پذير با ديگر ارزها مبادله شود


Personal Consumption Expenditure:
هزينه مصرفي خصوصي،هزينه بابت مصارف شخصي-آن بخش از درآمد شخصي در اختيار و قابل مصرف (درآمد شخصي منهاي ماليات مربوطه) که براي تهيه کالاي مصرفي خرج شده وشامل کالاهاي مصرفي نيمه بي دوام و بي دوام است


Personal Consumption Expenditure (PCE) - United States:
هزينه مصارف شخصی-از شاخص های اقتصادی امريکا
هزينه ای که مصرف کنندگان ماهانه برای کالاهای بادوام وکالاها و خدمات مصرفی می پردازند


Pip:
کمترين ميزان تغيير قيمت جفت ارزی -اين مقدار در واقع تغيير کم ارزش ترين رقم در قيمت يک جفت ارزی است به طور مثال اگر قيمت يک جفت ارزی از 1.3235به 1.3236 برسد يک پيپ افزايش قيمت داشته است


Pips:
کمترین میزان تغییرات یک ارز که د ربازارهای فارکس تغییرات نرخها با آن سنجیده می شود .برای بیشتر ارزها یک ده هزارم نرخ تبدیل است مثلاً اگر قيمت يک جفت ارزی از 1.2863 به 1.2850 برسد 13 pips کاهش قيمت داشته است.


Platform:
سکوی معاملات
در بازار های بين المللی امروزی که از اينترنت و وسائل مخابراتی مدرن بهره می جويد سکوی معامله يک مکان فيزيکی نِست که در آن خريداران و فروشندگان برای انجام معامله با يکديگر گرد هم آيند بلکه مکانی مجازی در شبکه اينترنت است که کليه اطلاعات و امکانات لازم برای خريد و فروش رادر اختيار معامله گران قرار می دهد


PMI:
purchasing managers' index

شاخص مديران خريد


PMI-New Zealand:
اين سرواژه اگر برای امريکا يا کشورهای ناحيه يورو بکار رود به معنای شاخص مديران خريد است اما در مورد نيوزلند معنای آن متفاوت است و به مفهوم شاخص عملکرد توليد است و سرواژۀ عبارت
Performance of Manufacturing Index
میباشد


Point:
واحد
الف-تغييرات نرخ ارز معمولا بر حسب واحد است که برابر است بايک صدم درصد يا يک ده هزارم نرخ نقدی يانرخ روز بازار
ب-يک درصد تغيير نرخ بهره را يک واحد گويند.مثلاً وقتی نرخ بهره از %8 به %10 برسد،نرخ بهره 2 واحد افزايش يافته است
ج- حداقل نوسان قيمت


Political Risk:
ريسک سياسی-احتمال به خطر افتادن سرمايه گذاری معامله گران دراثر تغيير خط مشی های دولت


Position:
معامله
خريد و فروش اوراق بهادار به منظور کسب سوداز تفاوت موجود بين قيمت خريد و قيمت فروش
از آنجا که در بازار فارکس فقط ارز خريد و فروش می شود،اين واژه به معنای خريد و فروش جفت ارزی است که به طور اختصار می توان آن را معامله ناميد


Position - Long:
معامله خريد-خريد يک جفت ارزی با اين پيش بينی که قيمت افزايش می يابد و می توان با پايان معامله-بستن پوزيشن- سود برد


PPI:
producer price Indices

شاخص های بهای توليد کننده


Premium:
زيادتی قيمت يک سهام يا اوراق قرضه نسبت به قيمت اسمی آن

مبلغی که خريدار قرارداد اختيار معامله بايد به فروشنده قرارداد بپردازد


Price:
قيمتی که در آن کالای پايه- که در فارکس اين کالا ارز است- خريد و فروش می شوند


Price Transparency:
شفافيّت قيمت
زمانی که همه معامله گران از قيمت مطلع باشند و بتوانند بر اساس همان نرخ دست به خريد و فروش بزنند


Primary market:
بازار اوليه،بازار دست اول-بازار فروش اوراق بهادار از سوی نشر دهنده.سرمايه گذار دراين بازار اوراق مذکور رايا با هدف نگهداری يا فروش به ديگر سرمايه گذاران در بازار ثانوی خريداری می کند


Prime Rate:
اندازه بهره ممتاز-کمترين ميزان بهره:نرخ بهره وام های اعطايی بانک های تجاری به مشتريان بسيار معتبر مانند شرکت های بزرگ


Prime Rate -US:
نرخ بهره ممتاز-حداقل ميزان بهره

نرخ بهره وام های اعطايی بانک های تجاری امريکا به مشتريان بسيار معتبر خود مانند شرکت های بزرگ


Principal:
صاحب اصلی

معامله گری که برای خودش و نه برای شخص- حقيقی يا حقوقی-ديگر اقدام به خريد يا فروش سهام می نمايد


Principal Value:
مبلغ اصلی،ارزش اصلی

مبلغ اوليۀ سرمايه گذاری شده توسط مشتری


Private Capital Expenditure:
هزينه سرمايۀ خصوصی

قيمت کالاهای سرمايه ای که خريداری شده يا انتظار می رود که خريداری شوند


Private Consumption - Germany - Euro-zone:
مصرف شخصی-هزينه های پرداختی خانوار برای کالا و خدمات


Producer & Import Prices-switzerland:
شاخص بهاي واردات و مصرف کننده


Producer Price Index (Input) - UK:
شاخص بهای توليد شامل بهای مواد اوليه و هزينه های جاری توليد که به طور ماهانه بررسی ميشود.از شاخص های اقتصادی انگليس است


Producer Price Index (Output) - UK:
شاخص بهای توليد که تغييرات قيمت کالاهارا بلافاصله پس از توليد به طور ماهانه بررسی می کند


productivity:
قابليت توليد-ميزان توليد هر کارگر در مدت يک ساعت


Profit Taking:
برداشتن سود-فروش يک دارايی وقتی که قيمت آن افزايش فوق العاده حاصل کند زيرا بهترين فرصت برای کسب سود است


PSNCR:
Public Sector Net Cash Requirements

نقدينگی خالص جهت انجام خدمات دولتی ضروری برای عامه مردم


public finances-UK:
ماليه عمومی- مقدار پول لازم جهت تامين مالی دولت در انگليس.رقم بالای آن نشان می دهد که دولت سال مالی خوبی نداشته و برای انجام برنامه هايش با کسر بودجه مواجه است و احتياج به تامين مالی دارد


Public Sector Net Borrowing - UK:
ميزان وام های تازه ای که دولت انگليس برای موازنه کسری بودجه خود گرفته است


Purchasing Power Parity:
برابری قوه خريد،نرخ نسبی مبادله
تئوريی که بر اساس آن در طولانی مدت قيمت کالاها و خدمات يکسان در کشورهای مختلف برابر می شود.اين تئوری بر اساس اين عقيده است که می توان نرخ بهره را به نحوی تنظيم کرد که امکان معاملات ارزی به سود از ميان برود و در نتيجه تغييری در قيمت کالاها در کشورهای مختلف ايجاد نگردد


Put Call Parity:
تعادل بين قيمت اختيار خريد و قيمت اختيار فروش-رابطه تعادلی بين قيمت اختيار خريد و قيمت اختيار فروش در شرايطی که هر دو دارای قيمت توافقی يکسان و تاريخ سررسيد مشابهی باشند.در اين صورت با داشتن قيمت يکی قيمت ديگری به دست می آيد


Put Option:
اختيار فروش - حق فروش ارز،سهام يا اوراق بهادار به قيمت مورد قبول ظرف مدت تعيين شده از قبل - اختيار فروش قراردادی است كه به موجب آن دارنده اختيار می تواند در تاريخ مشخصی از آينده -تاريخ سررسيد يا انقضاء- دارايی خاصی را با قيمت توافقی -قيمتی كه هنگام عقد قرارداد تعيين می شود-بفروشد. دارنده اختيار اين حق را دارد كه از اختيار خود استفاده كند يا نكند


 

  اقتصادی

  علمی

  اجتماعی

  فرهنگی

  سياسی

  ورزشی

 

 
2010-09-08 06:38:11
Free counter and web stats